منطق فازی و مبانی فلسفی آن


    در کاربرد روزانه ما زبان طبیعی برای ارائه دانش و اطلاعات مقدار زیادی ابهام، ایهام، بی دقتی و یا فازی بودن وجود دارد. گفتنی است زبان طبیعی که دارای واژگان نامحدود است انسان ها برای انتقال مافی الضمیر و مقاصدشان از این نوع زبان استفاده می نمایند. زبان هایی مثل زبان فارسی، زبان انگلیسی، زبان عربی و امثال آن از جمله زبان های طبیعی هستند. علی بلند قامت است مثال ساده ای از این نوع زبان می باشد. در مقابل زبان طبیعی، زبان مصنوعی قرار دارد که دارای واژگان محدود و یادگیری آن به مراتب آسان تر از زبان طبیعی است. زبان هایی مانند زبان منطق، زبان ریاضی، زبان ورزش و امثال آن، از جمله زبان های مصنوعی هستند. منطق فازی نیز از دیگر منطق های مصنوعی است که مدعی است می تواند چنین استدلال هایی (استدلال های تقریبی) مانند “علی بلندقامت است” را صوری نماید.
    دکتر لطفعلی عسکرزاده با معرفی مجموعه های فازی و مفهوم درجه عضویت در سال 1965 منطق فازی را پایه گذاری نمود. عبارت منطق فازی به دو معنا به کار می رود. منطق فازی در معنای محدود آن، یک سیستم منطقی است با هدف صوری کردن استدلال های تقریبی و در این معنا بسطی از منطق چندارزشی به شمار می رود و ارزش های صدق این منطق اعداد حقیقی بازه می باشد و در معنای گسترده معادل با تئوری مجموعه های فازی است.

منبع : روزنامه رسالت ، شماره ۶۰۹۳ ، ۶/۱۲/۸۵ ، ص۱۸ ، اندیشه

/ 0 نظر / 11 بازدید