تحلیل شخصیت یک فرزند شرکت نفت مرحوم

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ 

ای پروردگار ما ، مرا و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در روز حساب بیامرز

این آیه ای از قرآن بود که هنگام بازخواست از ح.ن در هنگام جدا شدنش از پالایشگاه تهران به خاطرم رسید . ح.ن متولد 1359 فرزند یکی از کارکنان رسمی پالایشگاه تهران بود که پدرش در سمت راننده جرثقیل فعالیت می کرد . او متاهل بود و دارای دو فرزند پسر و دختر .او در سال 1389 استخدام شد و در کنترل یک جنوبی پالایشگاه تهران به عنوان اپراتور فرآیند شروع به فعالیت کرد . او چندان به فن اپراتوری فرآیند مهارت نداشت و به گفته شاهدان اوقات خود را صرف امور مفید نمی نمود . در سال 96 با گرایش به فعالیت های اقتصادی س . ع . ع در بازار ارز فارکس ح.ن نیز به او پیوست و نماینده س.ع.ع در یکی از شیفت های کاری شد و در پی همین کار از پالایشگاه اخراج شد .او مبالغ زیادی در قالب چک به افراد مختلف و بخصوص در سطح کنترل یک ضمانت داد تا بتواند سود پول های حاصل از تجارت ارز و بازگشت سرمایه را تضمین نماید .  او که اصالت حرفه ای خود را به قصابی برمی گرداند اخلاقی تند داشت و کمتر کسی می توانست با او رابطه ای سالم و به دور از تنش داشته باشد اگرچه او نیز دوستانی برای خود در پالایشگاه داشت که او را تا خانه ابدی مشایعت کردند. پس از اینکه س.ع.ع در بازار ارز و نیز در کسب و کار آتلیه و عکاسی با شکست مواجه شد ح.ن به پالایشگاه بازگشت اما مقامات پالایشگاه تهران او را به دلیل رفتار هایش نپذیرفتند . برخی به دنبال این هستند که مال باخته خود را که در سرمایه گذاری به ح.ن داده بودند از طریق فروش دو باب منزل وی زنده کنند . اگرچه این تنها بخش کوچکی از طلب طلبکاران از وی را پوشش خواهد داد . ح.ن از دنیا رفت او به دلیل ماجراجویی ها و طمع و مصرف بیش از حد سیگار دوست داشتنیه ماربرو دنیا را ترک کرد و عبرتی برای همگان باقی گذاشت . اینجانب اگرچه با تدبیر و مشورت خانواده ام و پرهیز از زیاده خواهی توانستم اصل پول خود را از ویبه طور تدریجی دریافت کنم ولی به هر حال یکی از مالباختگان ماجراجویی های وی هستم.     


/ 0 نظر / 25 بازدید