امتناع برنامه ریزی

امتناع برنامه ریزی هر چه جوامع انسانی پیشرفته تر می شوند ، بیش از گذشته نیازمند برنامه ریزی هستند . در جوامع اولیه هم برنامه ریزی وجود داشت است ، ولی به دلیل ساده و محدود بودن متغیر ها ، برنامه ریزی نیز بسیار ساده بوده و عموماً تکراری و به صورت عادت در می آمد ، اما با پیشرفت جوامع و تنوع و گوناگونی متغیر ها و نیز با تغییرات سریع محیطی ، برنامه ریزی نیز ابعاد پیچیده تری پیدا کرد و تبدیل به یکی از مهم ترین تخصص های نیروی انسانی شده است . برنامه ریزی ، دو الگوی کلی دارد . اول الگوی آدام اسمیتی و لیبرال کلاسیک است که معتقد است برنامه ریزی از طریق همان دست نامرئی و از خلال تصمیم های فردی ، حداکثر رفاه و تولید را ایجاد می کند . الگوی دیگر هم برنامه ریزی متمرکز و کمونیستی است . البته در واقعیت خارجی ، نظام های برنامه ریزی ترکیبی از این دو الگوی کلی هستند و هیچ الگوی خاصی وجود ندارد ، مگر در کره شمالی که ظاهراً کما کان برنامه ریزی به صورت متمرکز انجام می شود . چگونگی ترکیب میان این دو برنامه ریزی از نکات مهم مباحث اقتصادی است . حیطه دخالت دولت در اقتصاد و نیز چگونگی این دخالت از موضوع های مهم و مورد اختلاف نظر صاحب نظران اقتصادی است . در هر حال دولت ای موفق می کوشند که برخی زمینه های معین و نسبتاً کلی را در حیطه اختیارات و وظایف برنامه ریزی دولتی ضمن آنکه عمدتاً معطوف به تامین زیرساخت ها می شود ، درصدد است تا زمینه های لازم را برای هر چه بهتر عمل و برنامه ریزی کردن مردم و جامعه فراهم کند . برنامه ریزی دولتی خوب و موفق شرایط مختلفی دارد ، سازگاری میان اهداف، ابزار و امکانات ، سازگاری میان نهاد های اجرا کننده و سازگاری منطقی میان کلیت برنامه و عملی بودن آنها از جمله این شرایط است . اما فارغ از این شرایط هر برنامه ریزی موفق باید واجد حداقلی از دو شرط زیر باشد ، باید یا محصول اجماع نسبی و عمومی باشد و یا ناشی از اراده قوی و تشکیلاتی . بهترین برنامه ان است که محصول اجماع نسبی باشد و اراده قوی و تشکیلاتی منسجم و کارآمد نیز مسول اجرای آن شود . ممکن است برنامه ای واجد خصلت اجماعی نباشد ، یعنی از درون مباحث عمومی و تضارب افکار و آرا شکل نگرفته باشد ، در این صورت از طرف مردم و کارشناسان درونی نشده و با رغبت به اجرا در نخواهد آمد . همچنین اگر اراده ای قوی و منضبط و منسجم اجرای برنامه را تضمین نکند ، آن برنامه نیز به اجرا در نخواهد آمد . کسانی که به چین سفر کرده اند ( منظور سفر های رسمی است .) می دانند که دولت چین از یک سو اراده و تشکیلات منسجمی را برای اجرای سیاست ها و برنامه هایش دارد و از وی دیگر این برنامه ها را حداقل برای کارگزاران خود درونی نموده و به اجماع رسانده است ، به طوری که همه افرادی که با میهمانان مواجه می شوند ، بر دیدگاه ها و برنامه های رسمی تاکید می کنند به طوری که حتی از اصطلاحات مشابه برای بیان مقاصد خود سود می جویند . به میزانی که این دو وجه برنامه ریزی ضعف داشته باشد ، اجرای آن برنامه نیز محقق نخواهد شد . با این توضیح وضعیت برنامه ریزی در ایران چگونه است ؟ با توجه به تحلیل ساختاری در ایران و نیز با توجه به واقعیت های رخ داده ، می توان نتیجه گرفت که در ایران کنونی ، امتناع برنامه ریزی وجود دارد . مستندات آن چیست ؟ هنگامی که چهار سال پیش نمایندگان مجلس ششم می کوشیدند که برنامه چهارم را قبل از پایان دوه خویش و آمدن افراد جدید تصویب کنند ، این مسئله مطرح بود که چه ضرورتی بر این کار است ، آیا تصویب برنامه به معنای اجرای آن خواهد بود ؟ اگر کسی نخواهد اجرا کند چه عاملی مانع آن خواهد شد ؟ آیا دور زدن مصوبات مجلسی که تا آن حد با آن مخالف بوده اند زحمتی دارد ؟ عمل به جز آنکه رئوس برنامه ، به سرعت فراموش و به طور غیر رسمی هم کنار گذاشته شد ، حتی در اجرا هم یکی از مهمترین نکات کمی آن را که اصلاح قیمت ها بود کنار گذاشتند . در آن موقع گفته می شد که شاید چون این برنامه مصوب مجلس ششم بود با چنین برخوردی مواجه شد ، اما صرفاٌ این دلیل نبود ، بلکه در ساختار جدید که مجلس و دولت هم یکی هستند ، این واقعیت شدید تر دیده می شود . نمونه آن بودجه سال 1387 است . بودجه مذکور پس از کش و قوس های فراوان تهیه و به مجلس داده شد . بودجه ای با ساختار جدید که در ماه های پایانی داده شد تا فرصتی برای اظهار نظر لازم نمایند و افراد در حال و هوای انتخابات پی شرو باشند . در هر حال این بودجه مانند نقشه  ناقصی از ساختمان 5 طبقه ای بود که به مجلس داده شد . مجلس هم بدون توجه به واقعیات این نقشه و اینکه هر ستون آن چه باری را باید تحمل کند ، چند طبقه بر آن اضافه کرد و در مقابل از قدرت ستون های تعبیه شده در نقشه کاست . و جالب تر اینکه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز وارد شد ، و به یکباره چند ستون آن را به نام نظارت بر برنامه های کلان برداشت و دوره ساخت و ساز را هم که قبلاً برای چنین ساختمانی چند سال بود به چند ماه کاهش داد! و اتفاقاً تغییرات داده شده در ستون های این نقشه ساختمانی وقت بسیار اندکی را از مجلس گرفت در حالی که قبلاً درباره رنگ داخلی و نمای ساختمان به طور مفصل بحث کرده بودند . این نحوه برنامه ریزی انسان را یاد آن لطیفه ای می اندازد که کسی داشت کنار خیابان را حفر می کرد و دیگری هم بلافاصله آن را پر می کرد و معلوم شد کابل گذار نیامده و اینها هر دو وظیفه خود را به نحو احسن انجام می دهند ، فقط اشکال غیبت کابل گذار بوده و آنها کاری به این غیبت نداشته اند . این وضعیت در برنامه ریزی محصول ویژگی های بنیادی در ایران است . این مشکل برنامه ریزی ضعف هایی است که در اصل و مضمون برنامه های طراحی و تصویب شده وجود دارد که فاقد انسجام و سازگاری درونی و توازن میان اهداف و انتظارات و امکانات است . مشکل این است که برنامه ها در جامعه ما نه محصول اجماع نسبی است و نه واجد سازمان و تشکیلات منسجمی برای اجراست . پس می توان تصور کرد که نتیجه چه خواهد بود . بله درست حدس زدید .

منبع: عباس عبدی ، سرخط ، اعتماد ملی ، ص 16 ، یکشنبه 12 اسفند 1386 شماره 597  

/ 0 نظر / 21 بازدید