عناصر روانی و فیزیولوژیکی پیشگیری از حوادث در محیط کار (1)

همان طور که می دانیم یکی از مهمترین عوامل ایجاد حادثه در محیط کار عامل انسانی می باشد . . تعدا حوادث به کار های خطرناکی که کارگران انجام می دهند بستگی دارد . بارها پیش آمده است که به مسائلی چون مسامحه ، خستگی ، کسالت و عدم دقت توجهی نکرده ایم  ، اما به راستی عامل انسانی که مجموعه روح و جسم اوست می تواند بر میزان حوادث محیط کار موثر باشد . در این پست به بررسی عناصر اصلی روانی و فیزیولوژیکی موثر در پیشگیری از حواد در محیط کار می پردازیم .

 1-      کارگر و ایمنی : چرا کارگر با وجود اینکه می تواند کاری را با حداقل مخاطره انجام دهد از شیوه های مخاطره انگیز استفاده می نماید . بسیاری از مردم طریقه های ساده تر را بر طریقه های مخاطره انگیز تر انجام کار ترجیح  می دهند و در برخی موارد کارگران برای اثبات مهارت یا توانایی خود در کار از روش های خطرناک در محیط کار استفاده می نمایند  . برخورد و نظر کارگران در چنین مواردی بسیار اهمیت دارد . در کشور هایی که مراحل ابتدایی صنعتی شدن را می پیمایند کارگران  غالباً از امکان پیشگیری از حوادث آگاه نیستند و حوادث و سوانح را چون بیماری مرموز و مانند هوای بد اجتناب ناپذیر می دانند . در طی دوره های آموزشی می توان این نظر را تغییر داد .

 2-      محیط و شرایط کار : هرگاه روابط و مناسبات بین کارگر و کارفرما بد باشد و یا کارگران از مزد و ساعات کار یا شرایط کار ناراضی باشند حوادث و سوانح فزونی می یابد . رفتار و کردار کارگر نمودار محیط کار او از لحاظ مادی و روانی است . مزد های عادلانه ، مناسبات انسانی درون کارخانه ، تفاهم صحیح کارگر و کارفرما یا اعطای به موقع و صحیح ترفیعات و همچنین مواظبت محل کار و تسهیلات بهداشتی خیلی بیشتر از آنچه بعضی تصور می کنند بر عادات و ذفتار کارگر موثر است . عدم تامین در کار و استخدام و بیم از اخراج از کارخانه و نظم و ترتیب و نظافت ماشین آلات  از مهمترین عوامل محیطی موثر مادی در حفظت هستند و احترام به احساسات و شخصیت کارگر و توجه به شرایط زندگی بیرون کارخانه ی وی و بخصوص شرایط زندگی خانوادگی و آشفتگی حاصل از مسائل خانوادگیکه قابل رفع از طریق مددکاران اجتماعی موجود در کارخانه می باشد  از عوامل روحی موثر در حفاظت می باشند . 

 3-      خستگی جسمی و روحی : خستگی یکی از مواردی است که اکثر اوقات کارگران از آن شکایت دارند . کارگران شیفتی به ویژه از خستگی رنج زیادی می برند و این ناشی از به هم خوردگی هماهنگی میان چرخه بیست و چهار ساعت و نظم بیولوژیک انهاست .  اکثر فعالیت های جسمی و ذهنی ما که در بعضی از لحظات روز یا شب صورت می گیرد و در یکی از مراحل چرخهش بانه روزی ثبت می شود . بنابراین هنگامی که مجبوریم دیر بخوابیم دچار یک خستگی و چرت زدگی می شویم .  این مدت زمان برای بدن زمان استراحت محسوب می شود . بدین ترتیب جای تعجب نیست که بسیاری از مطالعات نشان داده است که کارگران شب به خطا و کندکاری تمایب بیشتری دارند . در عین حال این مطالعات موید افزایش حوادث در شیفت شب نیست . تعداد حوادث عموماً در شیفت های صبح بیشتر است ، لیکن حوادث شدیدتر در شیفت های شب اتفاق می افتد . خستگی در بسیاری از موارد به عوامل روحی نیز باز می گردد هر چیزی که بتواند علاقه و اهمیت و احساس مسولیت در محیط کارگر به کار را افزایش دهد همانند توجه و تشویق و ... می تواند عامل کاهش حوادث محسوب شود .  

/ 0 نظر / 22 بازدید