نقطه عطف


بالاخره کشف و شهود های شبانه به واقعیت پیوست و ماه رجب آمد .امشب وارد دوران متاهلی شدم. اگر زندگی را پروژه ای بزرگ در نظر بگیریم و به دانش مدیریت پروژه مسلح باشیم امشب Milestone یا نقطه عطف مهمی در این پروژه بزرگ بود . نقطه عطفی که یک بار دیگر قانون نظم و علیت را برایم به اثبات رساند و به من آموخت که هیچ چیز در جهان تصادفی نیست. دیروز در شب این نقطه عطف زندگی سرتیتر و تیتر های فرعی روزنامه اطلاعات انگار تاریخچه زندگی مرا ورق زد و سرنوشت آینده مرا از طریق نشانه هایی برایم نمایان نمود . تیتر بزرگ روزنامه به آرایش نظامی امریکا برای تجاوز به سوریه می پرداخت که سرنوشتی سنگین و پر از تنش های سیاسی و نظامی در آینده را عنوان می کرد . تیتردیگر به ما شهادت باب الحوائج امام موسی کاظم را یادآور می شد و بررسی و بازخوانی چند مفهوم اخلاقی از زندگانی ایشان.امامی که انگار به طور خودآگاه یا ناخودآگاه به ایشان از دوران کودکی در دبستان موسوی متوسل بودم و حرم زیبا و نورانی و فرش قرمز سحرگاه آن مرا به آستانش دعوت نمود که در کاظمین مرا بیش از هر حرم دیگری در عراق مجذوب خود ساخت . تیتر دیگر ملاقات با تاریخ در خانه مدرس بود که خاطره دبیرستان شاهد مدرس یا همان مدرسه امریکایی های سابق ( کامیونتی ) را به من یادآوری می کرد و به من آینده ای پر از دیانت و سیاست را گوش زد می کرد و ائتلافی از اندیشه شهادت طلبانه و گفتگوی تمدن ها را به من یادآوری می نمود .شهادت از طریق نظامی گری منطقی و علمی که خواه ناخواه در صورت حضور در ایران در چشم انداز تحصیلی ام و در آکادمی های نظامی موجود با توجه به سوابق نظامی گری بزرگان صنعت نفت دیده شده که خواهم آموخت و گفتگوی تمدن ها از طریق دیپلماسی عادلانه که آن نیز بخشی از زندگی مرا در آینده تشکیل خواهد داد ، آنچه من به سوی آن در دبیرستان مدرس هدایت شدم . تیتر دیگر ایران را کانون انرژی جاده ابریشم عنوان میکرد که آینده و سرنوشت شغلی مرا برایم عنوان می کرد . تیتر دیگر اصابت موشک های انصار الله یمن به ساختمان وزارت دفاع عربستان که امیدی دوباره برای قوت نیروهای شیعه و البته آرامش دوباره سرزمین اویس قرنی در دل می انداخت .و بالاخره آخرین تیترکه گرامی داشت مبعث رسول اکرم بود و بسط تجربه نبوی برای من در آینده را نوید می داد . امشب در مراسم نامزدی قرآنی مستعمل و البته عثمان طه که بیانگر انس خانواده میزبان با قرآن است را باز کردم سوره روم بازشد تا یک بار دیگر به یاد شب تولدم بیوفتم شب قدر شبی که توصیه فراوان به خواندن سوره روم در آن شده است که به قول عمو اصغر سوره ای نوید دهنده به روشنفکران مسئول است برای پیروزی های آینده. من امشب احساس کردم که بهترین انتخاب را نموده ام و با کسی زندگی را آغاز کردم که شادی و اندوه را با هم دارد شادی از باهم بودن و اندوه از ظلم تاریخی به حسین (ع) در فضایی خالی از هرگونه ریا و تزویر .دختری آبی آسمانی پوش که الگویی زیبا برای زنان و مومنین معاصر است . اکنون از او و خانواده اش برای تمامی زحماتی که تاکنون در راستای اجرای بهتر مراسم متحمل شدند تشکر می کنم و برای همگی آرزوی شادکامی دارم . 


/ 0 نظر / 16 بازدید