جایگاه ارزش ها و اصول اخلاقی در آینده نگاری فناوری

نویسنده: مهدی سجادپور

آینده نگاری فناوری یکی از ابزارهای مهم در حوزه سیاست گذاری صنعت و فناوری می باشد . مسلما تحقق پیش نیازهای بهره گیری از چنین ابزاری بر توفیق آن موثر است . بررسی متون و ادبیات موضوع ، بیانگر الزام های و پیش نیازهای متعددی است که یکی از مهمترین آنها ، عوامل اجتماعی و فرهنگی هستند . در این مقاله ، پس از ارائه مطالبی در زمینه ادبیات آینده نگاری فناوری ، ابتدا به تشریح ضرورت توجه به ارزش های اجتماعی و فرهنگی در فرایند آینده نگاری خواهیم پرداخت و در ادامه نیز با توجه به تعاریف و روشهای ارائه شده در جهت لحاظ نمودن این ارزش ها در فرآیند ، پیشنهاد خود را طرح می کنیم ...


به باور بسیاری از صاحب نظران، تمرکز بر تدوین و اجرای «سیاست های صنعتی و فناوری» یکی از عوامل موفقیت بلند مدت کشورهای پیشرفته در بهره گیری از فناوری های نوظهور می باشد. این سیاست ها از یک سو منجر به ایجاد وحدت نظر در ارکان اصلی توسعه یک جامعه شامل دولت، صنعت و دانشگاه گردیده و از سوی دیگر در وادی عمل منجر به همسوسازی تلاش های جمعی در راستای توسعه و پیشرفت جامعه در سطح کلان می گردد. توجه به برخی از روندهای در حال ظهور در سطح جهانی، ضرورت برنامه ریزی ملی جهت بهره گیری از مزایای ناشی از این فناوری ها را آشکارتر می سازد:
    
    · جهانی شدن و تخصصی شدن فعالیت ها
    
    · تکیه کمتر بر تحقیق و توسعه در بخش دولتی و افزایش تحقیق و توسعه در شرکت ها و صنایع خصوصی
    
    · تکیه کمتر بر «علوم و فناوری های بزرگ»: هسته ای، دفاعی، کارخانه های بزرگ
    
    · تشدید روز افزون صبغه تجاری تحقیقات در بخش دولتی (لزوم ثروت آفرینی علم)
    
    · پیشرفت های سریع و سریع تر روند توسعه فناوری های نو
    
    · حرکت از الگوی خطی روابط بین علم، فناوری و صنعت به الگوی مارپیچی و... (ملکی فر، 1383)
    
    توسعه و گسترش این روندها در سطح جهان خود منشأ ایجاد امواج جدیدی از پیشرفت در کشورهای صنعتی است و غفلت از آنها در آینده ای نه چندن دور ما را دچار تحیر و سرگردانی خواهد کرد. این امر ضرورت توجه به ابزارهای سیاست گذاری در حوزه فناوری از جمله آینده نگاری را شفاف می نماید.
    
    ضرورت توجه به موضوع آینده نگاری از دیگر سوی، در ادبیات دینی و اعتقادی ما از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در کلامی از امام علی(ع) می خوانیم: « هر که آینده نگاری را آئینه کار خویش نماید به بصیرت رسیده است و هر که به آینده پشت نماید دچار حیرت و سرگردانی خواهد شد».[2] این حدیث شریف و امثال آن به صراحت بر لزوم آینده نگاری و عاقبت اندیشی اشاره دارد.
    
    توجه به مباحث مطرح شده و همچنین بررسی رویکرد سایر کشورها، مشخص کننده این موضوع است که پرداختن به چنین ابزارهایی برای بسیاری از کشورها به امری بدیهی تبدیل گردیده است (چنانچه بررسی تجارب بسیاری از کشورها نشان می دهد سالانه مبالغ هنگفتی صرف سرمایه گذاری در حوزه تعیین اولویت های اقتصادی و فناوری می گردد)، لیکن در کشور ما تا کنون فعالیت جدی در این زمینه صورت نگرفته است و فعالیت های محدود برخی مراکز دولتی و خصوصی نیز نتوانسته ضرورت این مسئله را به صورت کامل تبیین نماید.
    
    ما در این مقاله ابتدا مروری بر جایگاه و اهمیت فناوری و آینده نگاری آن به عنوان یکی از ابزارهای سیاست گذاری علم و فناوری در سطح ملی خواهیم داشت. در ادامه نیز با توجه به ضرورت در نظر گرفتن ویژگی های کشور مورد نظر در طراحی الگوی اجرایی برنامه آینده نگاری فناوری، با هدف دستیابی به راه کاری جهت لحاظ نمودن ویژگی های نظام ارزشی جمهوری اسلامی در فرآیند اجرایی، به بررسی اجمالی ادبیات تفکر ارزشی و همچنین بررسی متون علمی موجود در خصوص جایگاه ارزش ها در آینده نگاری می پردازیم.
    
    1- تعریف آینده نگاری
    
    یکی از بهترین تعاریف آینده نگاری توسط بن مارتین ارائه گردیده است. وی آینده نگاری را فرآیند تلاش سیستماتیک برای نگاه به آینده بلند مدت علم، فناوری، اقتصاد و جامعه دانست که هدفش شناسایی حوزه های تحقیقات راهبردی و فناوری های عام نوظهور است که به احتمال زیاد بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را در پی دارند (Martin، 1995). محقق انگلیسی دیگری به نام لوک جورجیو، آینده نگاری فناوری را ابزاری سیستماتیک برای ارزیابی توسعه علم و فناوری تعریف نمود که می توانند اثرهای شدیدی بر رقابت پذیری صنعتی، خلق ثروت و کیفیت زندگی داشته باشد. در سال های بعد نیز تعاریف زیادی از آینده نگاری مطرح گردیده است. برای درک صحیح از آینده نگاری، شایسته است به جنبه های مهمی از آن که در دو تعریف بالا مورد تأکید قرار گرفته، توجه کنیم:
    
    تلاش ها در نگاه به آینده باید سیستماتیک باشد که آینده نگاری نامیده شود.
    
    آینده نگاری باید بلندمدت تر از افق های برنامه ریزی های معمول باشد. معمولاً افق زمانی آینده نگاری بین 5 تا 30 سال می باشد.
    
    آینده نگاری بر فناوری های عام نوظهور متمرکز است؛ فناوری هایی که تحقیقات آنها آنقدر رشد نموده که به احتمال زیاد محصولات آن بازار بزرگی را در 10 سال آینده به خود اختصاص خواهند داد. مایکل کنیان معتقد است یکی از دلایل عمده رواج آینده نگاری فناوری در دهه گذشته قدرت آن در شناسایی فناوری های عام نوظهور و اولویت دهی به آنها در تخصیص منابع تحقیقاتی است (Keenan، 2002).
    
    آینده نگاری فناوری باید علاوه بر علم و فناوری، به عوامل اجتماعی ـ اقتصادی که در شکل دهی نوآوری نقش دارند، نیز توجه نمود.
    
    یکی دیگر از جنبه های متمایز آینده نگاری توجه به اثرهای اجتماعی فناوری است. وجود علایق و ادبیات مختلف بازیگران و اهمیت شبکه سازی بین فعالان بخش های مختلف از جمله دولت، دانشگاه و صنعت ضرورت توجه به ابعاد و آثار اجتماعی فناوری را دو چندان می نماید.
    
    همان طور که ذکر شد نتایج و خروجی های برنامه آینده نگاری در غالب شناسایی فناوری های عام نوظهور و تعیین حوزه های تحقیقات راهبردی دارای اولویت ظهور می یابد. در راستای این تلاش و پس از مشخص کردن فناوری های عام نوظهور باید آن دسته از بخش های زیربنایی تحقیقات راهبردی را جستجو کرد که علاوه بر احتمال سوددهی اقتصادی و اجتماعی بیشتر، نقشی کلیدی در امنیت ملی و رشد اقتصادی کشور بازی می کنند. از طرف دیگر می توان گفت آینده نگاری فرآیندی است که طی آن درک کامل تری از نیروهای شکل دهنده آینده بلندمدت پیدا می شود. این نیروها عوامل شرکت کننده در تدوین سیاست ها، برنامه ریزی و تصمیم گیری برای آینده خواهند بود.
    
    علاوه بر تعریف مارتین، تعاریف دیگری نیز در برنامه آینده نگاری کشورها مشاهده می شود که هر یک به بررسی جنبه ای از وجوه متعدد مقوله آینده نگاری می پردازند. برخی از این تعاریف عبارتند از:
    
    · آینده نگاری، ابزاری برای اثرگذاری بر جامعه و سوق دادن آن در جهات مطلوب است.[3]
    
    · آینده نگاری، یعنی آمادگی برای آینده؛ یعنی به کار بردن منابع به بهترین وجه ممکن برای دست یابی به مزیت رقابتی، بهبود کیفیت زندگی و توسعه پایدار.
    
    · برنامه آینده نگاری «بخش های تجاری، دولت و نهادهای دانش» را برای کشف و معرفی فرصت ها و تهدید های احتمالی که انگلستان در 20-10 سال آینده با آن مواجه است، هماهنگ می سازد..
    
    در مجموع با در نظر گرفتن تعاریف ارائه شده فوق و سایر تعاریفی که توسط افراد، مؤسسات و نهادهای گوناگون ارائه شده است، می توان تعریف مفهومی ذیل را ارائه کرد:
    
     «آینده نگاری » می کوشد تا معرفت و اندیشه ای دوراندیشانه را در میان «بخش های تجاری، دولت و نهادهای دانش » برای درک فرصت ها و تهدید های محتمل طی 10 تا 20 سال آینده، در عرصه بازار و فناوری ها ایجاد کند و آنگاه با ایجاد و تقویت همکاری میان این سه بخش، به جهت دهی فعالیت های آنان در راستای «ایجاد مزیت رقابتی»، «بهبود کیفیت زندگی» و «تأمین توسعه پایدار» بپردازد.
    
    2- اهداف آینده نگاری
    
    در یک دسته بندی کلی، اهداف آینده نگاری به دو دسته اهداف عام و اهداف خاص تقسیم می شوند. اهداف عام آن دسته از اهدافی هستند که در تمامی فعالیت های آینده نگاری از اهداف رسمی یا غیررسمی بوده و فعالیت ها خواسته یا ناخواسته به آن ها می رسند. اما دسته ای دیگر از اهداف، خاص یک فعالیت است. مانند «شناسایی نقاط ضعف وقوت» یک حوزه در کشور برگزار کننده و یا «اولویت گذاری» برای فناوری ها یا.... جدول شماره 1و2 به برخی از اهداف عام و خاص اشاره دارد (www.hitech.ir).
    
    جدول 1- اهداف عام در برنامه های آینده نگاری
    
    ردیف
     اهداف عام آینده نگاری علم و فناوری
    
    1
     چشم انداز مشترک آینده و تلفیق دانش و دیدگاه های موجود
    
    2
     همگامی بخش خصوصی با دولت
    
    3
     ایجاد تعادل بین فناوری های جدید و معضلات آنها
    
    
    
    
    جدول 2- اهداف خاص در برنامه های آینده نگاری
    
    ردیف
     اهداف خاص برنامه های آینده نگاری
    
    1
     تشخیص فناوری های کلیدی [4]
    
    2
     تشخیص فناوری های عام درحال پیدایش[5]
    
    3
     پیش بینی ظهور و وقوع فناوری ها
    
    4
     تعیین جایگاه ملی، شناسایی ضعف ها و قوتها
    
    5
     شناسایی پتانسیل ها
    
    6
     شناسایی نیازهای اقتصادی – اجتماعی[6]
    
    7
     شناسایی تهدیدها و فرصتها
    
    8
     اولویت گذاری[7]
    
    9
     اطلاع رسانی به بنگاههای اقتصادی کوچک و متوسط[8]
    
    10
     اطلاع رسانی به تصمیم گیران و سیاست گذاران
    
    11
     ایجاد همکاری میان بخش پژوهشی و بخش صنعت
    
    12
     ساخت چشم انداز
    
    
    
    
    3- تاریخچه آینده نگاری
    
    رشته آینده نگاری معاصر از مسیرهای تکاملی مختلفی گذشته است. ذکر چند مثال شاید بتواند این مسیرها را نشان دهد. یکی از مسیرها در کار دبلیو.اف.اگبرن[9] و همکارانش بر اساس تجزیه و تحلیل روندهای اجتماعی و نقش فناوری در دگرگونی های اجتماعی، پایه ریزی شد. یکی از مؤسسان و اولین رئیس انجمن بررسی و مطالعه فناوری بود. تشکیل این انجمن مقدمه ای بود برای پیدایش حرفه ای که امروزه «ارزیابی فناوری[10]» نامیده می شود (President''s Research Committee on Social Trends، 1933).
    
    مسیر دیگر در تکامل مطالعات آینده نگاری، «تحقیق در عملیات» و «کانون های تفکر»[11] بود. کمی قبل از شروع جنگ جهانی دوم گروهی از دانشمندان با همکاری یکدیگر، فناوری رادار را که در آن هنگام فناوری جدیدی محسوب می شد، برای بریتانیا به یک سیستم دفع هوایی تبدیل کردند. این موفقیت چشمگیر، در کنار پروژه های نظامی دیگر، منجر به شکل گیری تیم های دیگری از محققان شد که کارشان کمک فکری به فرماندهان برای اداره جنگ بود. در سال 1945، ژنرال اچ.اچ.آرنولد[12] برای اینکه این گونه کمک های فکری را در دسترس نیروی هوایی ایالات متحده قرار دهد، یک مؤسسه تحقیقاتی که به «مؤسسه رند» مشهور شد، را تدارک دید. این مؤسسه در میان مؤسسات، مراکز و سازمان هایی که کار فکری می کردند و به عنوان «کانون تفکر» شناخته می شدند به یکی از مؤثرترین و با نفوذترین آنها تبدیل شد (Dickson، 1972).
    
    بیشتر دستاوردهای این مؤسسه مثل انتخاب سیاست ها، استراتژی ها، توصیه ها، هشدارها، طرح های دراز مدت، پیش بینی ها و ایده های جدید، به نحوی از انحا متضمن تفکر آینده نگرانه بود.
    
    این مؤسسه که افرادی مانند تی.جی.گوردون[13]، اُ.هلمر[14] و اچ.کان[15] در آن کار می کردند، آموزشگاهی برای آینده پژوهان بود و علاوه بر آن، بذر چند کانون تفکر دیگر از جمله مؤسسه آینده نگاری، مؤسسه کان هادسون، و گروه آینده نگاری گوردون[16] را نیز پاشید.
    
    رشته آینده نگاری هنوز جوان و در حال رشد است و برخی از نویسندگان با واهمه می گویند که این رشته آنقدر پراکنده و غیر منسجم است که هنوز نمی توان آن را یک رشته نامید (Marien & Jennings، 1987).
    
    باید اذعان نمود که این رشته از نظر مضامین درسی و زمینه قبلی متخصصان آن، متنوع و گوناگون است. به همین دلیل شاید مناسبتر باشد که آن را یک رشته تلفیقی نامید (Bell، 1987).
    
    از آنجا که این رشته، رشته ای جدید با سرچشمه های گوناگون است، مرزهایش تا حدودی مبهم و نامشخص است. در مرکز آن، تعدادی از آینده پژوهان حرفه ای تمام وقت قرار دارند و در حاشیه آن، برنامه ریزان، پیش بینی کنندگان اقتصادی، کارشناسان مطالعات ارزیابی، تحلیل گران سیاست ها، محققان تحقیق در عملیات و افرادی با علایق ویژه قرار دارند. با این همه، با در نظر گرفتن تمامی شواهد مربوط به رشد و تکامل تخصصی این رشته، امروزه کمترین تردیدی وجود ندارد که مطالعات آینده نگاری تبدیل به یک رشته پژوهشی جدید شده است (Dator، 1988).
    
    4- روش های آینده نگاری
    
    روش های پیش بینی و آینده نگاری را بر طبق هدفی که از آنها استفاده می شود می توان به دو دسته زیر تقسیم کرد (ملکی فر، 1383):
    
    4-1- روش های ارزشی[17]
    
     که مبنای آن شاخص ها[18] یا ارزش ها[19] است. بنابراین در این نوع پیش بینی این سئوال مطرح می شود که چه آینده ای را می خواهیم؟ یا اینکه چه چیزی برای ما مطلوب است؟ روش های ارزشی بیشتر مأموریت گرا هستند و با ارزیابی مقاصد، نیازها و تمایلات آینده شروع می شوند و به زمان حال باز می گردند. برخی از روش های این دسته برای آینده نگاری قابل استفاده اند.
    
    4-2- روش های اکتشافی[20]
    
     در اینجا صرف نظر از اینکه چه چیز مورد علاقه ما است، مشخص می کنیم که چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. پیش بینی اکتشافی از پایه مطمئن معرفتی امروز آغاز می شود و به سمت یک آینده مشخص جهت می یابد. باز هم باید ذکر کرد که برخی از روش های این دسته برای آینده نگاری قابل استفاده هستند.
    
    تفاوت عمده این دو دسته در این است که روش های اکتشافی آینده را بر مبنای گذشته و حال می سازند ولی روش های ارزشی، آینده مطلوب و ممکن را مشخص می کنند تا بتوان بر مبنای آن برای زمان حال برنامه ریزی کرد.
    
    یکی دیگر از شیوه های تقسیم بندی (تقسیم بر مبنای فن به کار گرفته شده در آنها) به روش های زیر می باشد:
    
    الف) کمی یا عددی[21] ب) شبه عددی یا قضاوتی[22] پ) کیفی[23]
    
    در جدول شماره 3 به تقسیم بندی روش های مختلف براساس تقسیم بندی های ذکر شده پرداخته است.
    
    جدول 3- تقسیم بندی روش های مختلف آینده نگاری بر اساس معیارهای موجود
    
    روش ها
     ارزشی
     اکتشافی
     عددی
     شبه عددی
     کیفی
    
    سری های زمانی
    
    
    
    
    
    
    پانل
    
    
    
    
    
    
    مدل های تصمیم گیری
    
    
    
    
    
    
    تحلیل تصمیم
    
    
    
    
    
    
    شبیه سازی
    
    
    
    
    
    
    سیستم های دینامیکی
    
    
    
    
    
    
    درخت وابستگی
    
    
    
    
    
    
    سناریو
    
    
    
    
    
    
    تحلیل تأثیر متقابل
    
    
    
    
    
    
    تحلیل روند
    
    
    
    
    
    
    دلفی
    
    
    
    
    
    
    تحلیل دنباله ای فناوری ها
    
    
    
    
    
    
    طوفان مغزی
    
    
    
    
    
    
    تحلیل ریخت شناسی
    
    
    
    
    
    
    
    5- فرآیند اجرایی آینده نگاری و ضرورت انطباق آن با ویژگی های کشور هدف
    
    یکی از مباحث کلیدی در برگزاری یک برنامه آینده نگاری، طراحی و تدوین فرآیند اجرایی و یک برنامه عملیاتی برای آن است.
    
    شواهد و قرائن بیانگر این موضوع است که به دشواری می توان دو برنامه آینده نگاری را یافت که از نظر فرآیند اجرائی و یا سطوح خروجی ها کاملاً شبیه یکدیگر باشند. اگر چه طیف وسیعی از خروجی ها مشابه یکدیگرند، لیکن اختلاف نظرهای زیادی در خصوص دامنه زمانی حصول به نتایج وجود دارد (www.dst.gov.za، 2005).
    
    از سوی دیگر بیشتر منابع موجود در حوزه تجارب آینده نگاری عمدتاً به ارائه و تشریح روش های عمومی بکار گرفته شده برای اجرای برنامه آینده نگاری اشاره دارند. در حالی که پرداختن به ابعاد فراموش شده و مخفی این فرآیند در حوزه معرفی روش های سازماندهی و مدیریت برنامه آینده نگاری از اهمیت بیشتری برخوردار است و نقش حیاتی در موفقیت برنامه ایفا می نماید (Keenan، 2004).
    
     این امر ضرورت توجه به ویژگی های کشور هدف را در طراحی این الگو مشخص می سازد. این ویژگی ها در قالب ابعاد و مولفه های مختلف سیاسی و قانونی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی، طبیعی و زیست محیطی و در نهایت عوامل فنی و تکنولوژیک ظهور و بروز می یابد.[24]
    
    مسلماً پرداختن به تمام این ویژگی ها و ابعاد مورد اشاره از مجال بحث در این مقاله خارج است. لذا ما در این مقاله صرفاً به تببین ارزش های اجتماعی و فرهنگی و نحوه لحاظ نمودن آنها در آینده نگاری می پردازیم. اما پیش از آن، برای آشنایی هر چند کلی با فرآیند اجرایی آینده نگاری، الگوی پیشنهادی سازمان توسعه صنعتی ملل متحد را به صورت خلاصه در لیست زیر آورده ایم:
    
    جدول 4- الگوریتم اجرایی آینده نگاری پیشنهادی سازمان یونیدو
    
    ردیف
     گام های برنامه
     اقدام ها (و یا خروجی ها)
    
    1
     تعیین قلمرو[25] آینده نگاری فناوری
     تهیه گزارش قلمرو شامل: تعیین همکاران پروژه، حوزه های منتخب، انتخاب روش های اجرایی و...
    
    2
     تعریف پانل ها
     تبیین حوزه های کاری و چارچوب زمانی و موضوعی پانل ها
    
    3
     ایجاد پانل ها
     انتخاب اعضا و روسای پانل ها
    
    4
     آغاز فعالیت
     برگزاری کارگاه های آموزشی و فرمول بندی رویکردها
    
    5
     اجرای برنامه آینده نگاری
     گردآوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات گردآوری شده
    
    6
     حصول اجماع و شناسایی اولویت ها
     جمع بندی نتایج مراحل قبلی
    
    7
     گزارش از فرآیند و یافته های پانل ها
     تهیه گزارش نهایی یافته های پانل ها
    
    8
     اشاعه یافته های پانل
     تبیین نتایج برنامه برای ذینفعان و...
    
    
    6- مفهوم و جایگاه ارزش ها در آینده نگاری فناوری
    
    در دیدگاه سنتی آینده نگاری، تنها مناسب بودن فناوری برای انجام وظایف مورد نظر و دوره بازگشت سرمایه آن مورد توجه قرار می گیرد و در نظر گرفتن تأثیرهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن بر بخش های مختلف زندگی بشر معمولاً فراموش می شود.
    
    اما این شیوه نمی تواند مسائل مربوط به توسعه یک فناوری در آینده را به طور کامل در نظر بگیرد، چرا که معمولاً دامنه تغییرها گسترده است و ایجاد یک تحول یا توسعه یک فناوری اثرهای عمیقی در دیگر زمینه ها می گذارد.
    
    از این جهت مواجهه با پیشرفت های تکنولوژیک نیازمند نگاه هوشمندانه به تأثیرهای اجتماعی و فرهنگی است و بر این اساس در مواجهه با چنین پیشرفت هایی باید به نکاتی توجه نمود:
    
    اولا: هرگونه تحول تأثیرگذار و همه جانبه در شؤونات اجتماعی یک قوم نخست باید به صورت یک خواست همگانی درآید.
    
    ثانیاً: دانش ها و فناوری های نوین از نظر ارزش های فرهنگی و اجتماعی خنثی نیستند.
    
    بکارگیری کارا و مقتصدانه و عاری از تنش از دانش و فناوری نیز در گرو دو شرط است:
    
    اولاً: جامعه باید در خلق جهانی تکنولوژی سهیم باشد تا بتواند بر تکنولوژی مسلط شود و در بروز نارسایی ها به هنگام چاره بیاندیشد.
    
    ثانیاً: باید الزام های فرهنگی و ارزشی تکنولوژی ها را بشناسد و برای کنار آمدن با آنها آماده باشد. (ثبوتی، 1379)
    
    مسائل مطرح شده در این قسمت به روشنی بیانگر ضرورت بازنگری و طراحی مجدد الگوهای بکار گرفته شده در سایر کشورها را نشان می دهد.
    
    در این بخش با توجه به اهمیت بحث ارزش ها ابتدا به تبیین مفهوم، جایگاه و انواع آنها می پردازیم. سپس در بخش بعد، رویکردهای مختلفی که در حوزه نحوه دخیل نمودن ارزش ها در تصمیم گیری وجود دارد، شرح می دهیم و در نهایت به جمع بندی مطالب ارائه شده به بیان دیدگاه پژوهشگر، در خصوص انتخاب روش های مناسب لحاظ نمودن انواع ارزش ها در تصمیم گیری جهت بکارگیری در الگوی اجرایی پیشنهادی خواهیم پرداخت.
    
    6-1- تعریف ارزش
    
    ارزش یعنی، آنچه برای ما مهم است. این بدان معناست که ارزش ها باید نیروی پیشران تصمیم گیری های ما باشند و زمان و کوششی که صرف اندیشیدن به تصمیم ها می شود، باید بر پایه ارزش ها باشد (Keeney، 1992).
    
    در واقع می توان گفت ارزش ها همان اصول ارزیابی هستند. ما از ارزش ها برای ارزیابی پیامدهای بالفعل و بالقوه اقدام و یا عدم اقدام، و گزینه های پیشنهادی و تصمیم ها استفاده می کنیم.
    
    6-2- طبقه بندی ارزش ها
    
    طیف ارزش ها بسیار گسترده است و از اصول اخلاقی تا رهنمودهایی برای رجحان گزینه ها به یکدیگر را شامل می شود. بنابراین برای هدایت همه تصمیم ها، باید در ابتدا ارزش ها مشخص گردند. راه تعیین ارزش ها از تفکر ژرف می گذرد. بیان قضاوت های ارزشی کمک شایانی به شفاف سازی ارزش ها می کنند، اما قضاوت ها تنها زمانی در تصمیم گیری ها راهگشا هستند که به گونه ای شفاف و دقیق بیان شوند. اصول اخلاقی و مذهبی، ویژگی های فردی مطلوب، خصوصیات هر پیامد مهم، رهنمودهای اقدام، اولویت ها، موازنه های ارزشی و نگرش ما به مقوله مخاطره، همه و همه به نوعی بیانگر ارزش ها هستند.
    
    ارزش های استراتژیک می توانند به شما نشان دهند که فرصت های تصمیم بالقوه ثمربخش را کی و کجا بیابید. همچنین اهدافی برای فرصت های تصمیمی وضع می کنند که نسبت به اهداف استراتژیک ویژه تر هستند.
    
    اهداف استراتژیک هر روز دستخوش تغییر نمی شوند. در واقع اگر آنها را به درستی بیان کنید، باید در طی سال های متمادی پا برجا باقی بمانند، اگر هدفی به آسانی تغییر کند، نمی توان صفت «استراتژیک» را برای آن به کار برد.
    
    ارزش های استراتژیک از طریق تبیین اهداف بنیادین شفاف می شوند. به همین دلیل تعریف مجموعه اهداف برای هر چارچوب تصمیم، اهمیت حیاتی دارد.
    
    دو نوع هدف وجود دارد که درک تمایز بین آن دو بسیار حیاتی است. این دو نوع هدف اهداف بنیادی و مقطعی هستند. هر هدف بنیادی دلیل اساسی را برای توجه به موقعیت تصمیم مشخص می کند در حالی که هدف مقطعی تنها به این دلیل مهم اند که ابزاری برای تحقق اهداف بنیادی هستند (Keeney، 1992).
    
    در واقع نقش اهداف مقطعی، توسعه مدل هایی برای تحلیل صورت و شکل تحقق گزینه های تصمیم است، ولی تنها اهداف بنیادی برای هدایت همه اقدام های مربوط به موقعیت های تصمیم و ارزیابی گزینه ها ضروری به شمار می روند. اهداف استراتژیک وظیفه هدایت مشترک همه تصمیم ها را بر عهده دارند و اگر به دقت تعریف نشوند، کارایی آنها برای هدایت تصمیم ها کاهش می یابد.
    
    دقیقاً به همان گونه ای که در مورد اهداف به تقسیم آنها به اهداف بنیادی و مقطعی پرداختیم، ارزش ها نیز به دو دسته کلی تقسیم می شوند که از آنها با تعبیر ارزش های استراتژیک و تاکتیکی یاد می کنیم. در اینجا به تشریح این دو موضوع و بیان تفاوت های آنها با هم می پردازیم.
    
    الف) ارزش های استراتژیک (راهبردی): اصول ثابت و همیشگی که غیر قابل اغماض و چشم پوشی هستند و در هر صورت باید در تصمیم گیری ها لحاظ شوند. این بدان معناست که این ارزش ها تعیین کننده مسیر حرکت و در واقع محتوای تصمیم هستند و نه شکل دهنده به آنها. لذا پرداختن به آنها در اولین قدم حرکت، ضروری و لازم است.
    
    ب) ارزش های تاکتیکی (عملیاتی): با توجه به مقتضیات زمان و مکان متغیر هستند و با گذشت زمان و تغییر شرایط دچار تحول می گردند. این شاخص ها، به تصمیم شکل می دهند و در صورت تعارض تصمیم با آنها با اعمال تغییرهایی در تصمیم اتخاذ شده می توان نسبت به تحقق این ارزش ها اطمینان داشت.
    
    یکی دیگر از مسائلی که در کنار ارزش ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است، اصولی اخلاقی است. ارزش ها و اصول اخلاقی در نظر اکثریت مردم مفاهیم مرتبطی هستند. تردیدی نیست که اصول اخلاقی در کنترل و راهبری رفتار و اعمال انسان ها نقش مهم و ارزشمندی دارند، بنابراین در تصمیم هایی که بر مبنای تفکر ارزشی گرفته می شوند نیز نقش هدایتگر را بر عهده دارند.
    
    این اصول، دو تأثیر عمده بر تصمیم گیری دارند، از سویی بعضی گزینه های ممکن را حذف و از سویی دیگر مسیر مشخص سازی اهداف را هدایت می کنند. بدین ترتیب بعضی گزینه های موجود در چارچوب تصمیم گیری تلویحاً حذف می شوند. گزینه هایی که اصول را نقض می کنند، انتخاب نمی شوند، مورد ارزیابی قرار نمی گیرند و یا اساساً به عنوان گزینه های مطلوب و قابل رقابت در نظر گرفته نمی شوند.
    
    اثر دیگر اصول اخلاقی، هدایت مسیر شناسایی اهداف است. این نقش به ویژه درباره اهداف بنیادی نمود پیدا می کند، چرا که آنها گسترده ترین مجموعه اهداف در یک زمینه تصمیم گیری خاص هستند. با تفکیک اصول اخلاقی از ارزش های اجتماعی و مذهبی می توان گفت که در واقع اصول اخلاقی در تقسیم بندی ارائه شده، در سطح ارزش های استراتژیک قرار می گیرند. این تقسیم از آن رو دارای اهمیت است که در الگوی پیشنهادی اجرایی باید با تفکیک این دو سطح (یعنی استراتژیک و تاکتیکی) به ارائه دو رویکرد جهت اعمال آنها در الگو بپردازیم.
    
    6-3- ابعاد ارزشی در تصمیم گیری
    
    بحث دخیل نمودن مسائل ارزشی در تصمیم گیری از جمله مباحث جدید در حوزه تئوری های تصمیم گیری می باشد و سابقه اندکی در این خصوص در مراجع علمی معتبر وجود دارد.
    
    یکی از اندیشمندانی که به طور خاص مطالعات خود را در این حوزه قرار داده است و به ارائه راهکارهای اجرایی و عملی پرداخته است، پرفسور برنس می باشد.
    
    وی در ابتدا به مقایسه مسائل مختلف در حوزه دو علم پژوهش عملیاتی و فیزیک می پردازد. هر دو این ها یعنی علم فیزیک و مدل های پژوهش عملیاتی سیستم های دنیای واقعی هستند که به دنبال توصیف، درک و مدیریت شرایط هستند. علیرغم شباهت بسیار زیاد، این دو در برخی از موارد کاملاً متفاوت هستند. از جمله اینکه علم فیزیک با موضوع پدیده های طبیعی درگیر است، در حالی که موضوع پژوهش عملیاتی سیستم های انسانی است. نکته دیگر آن است که علیرغم این تفاوت

/ 0 نظر / 210 بازدید