مقاله ای از دکتر جاسبی درباره اهمیت رهبری در اسلام

انسان از آغاز پیدایش خود و تا جائی که تاریخ مدون او نشان می دهد زندگی خود را به صورت دسته جمعی و گروهی داشته است که لازمه آن تقسیم کار و مسئولیت و درجه بندی نقش افراد در گروه می باشد ،‌و اگر مفهوم رهبری و مدیریت را به صورت نسبی بپذیریم هر نوع تقسیم وظائف ، بین گروهی از مجموعه انسانها ، مبین نوعی تقسیم بندی اهمیت افراد در گروه و در نتیجه نشان دهنده نوعی طبقه بندی مدیریت یا رهبری است. این مفهوم  از آنجا نتیجه می شود که امروز در تعریف مدیریت یا رهبری گفته اند که در هر مجموعه ای از انسانها موضوع بودن یا نبودن رهبر یا مدیر مطرح نیست بلکه موضوع میزان درجه تاثیر آن است چرا که مدیریت عبارت از تاثیری است که یک فرد در یک مجموعه روی سایر افراد می گذارد لذا در آن مجموعه هر کس به نسبت تاثیری که روی افراد دارد و نقشی که بعهده می گیرد به همان نسبت نقش مدیریت را ایفا کرده است.

در بحث مربوط به مدیریت گاهی مدیریت را به مفهوم خاص مدیریت سازمانها که امروز در کتب مربوط به مدیریت مطرح است گرفته اند و گاهی به مفهوم عام آن که شامل رهبری و هدایت در هر سطح و برای هر مجموعه ای از انسانها می گردد.

از نظر لغت ، کلمه  مدیر از مصدر اداره است (‌مدیر به معنای اداره کننده ، اسم فاعل است مانند مقیم که به معنای اقامت کننده می باشد ) . کلمات مدیر ، مدیریت و اداره در اصل از ماده دور گرفته شده که مصدر آن دوران یعنی گردیدن است. بدین ترتیب مدیر به معنای گرداننده می باشد.

در صورتی که مدیریت را به معنای گرداندن بگیریم شامل هر نوع مدیریت در هر سطح می گردد و آنوقت می توان مفاهیمی چون رهبری ، هدایت ، و امامت را نیز از موارد شمول آن دانست.

همه مکتبها اعم از مکتبهای مدیریت ( مکتب کلاسیک ، مکتب روابط انسانی ، مکتب سیستم های اجتماعی ،          و ...) یا مکتبهای فلسفی و اجتماعی اذعان دارند که بشر برای ادامه حیات اجتماعی خود و رشد تعالی زندگی نیازمند رهبران و مدیران است.

اختلافاتی که در مکتب های مختلف در این مورد وجود دارد مربوط به نیاز خصوصیات رهبران و نحوه گزینش آنها می باشد. تاریخ بیشتر از هر چیز دیگر اهمیت و نقش رهبران و مدیران را ترسیم کرده است ، به طوری که برخی از مورخین و نویسندگان تمام پیروزی ها و شکست ها ف سازندگی ها و ویرانگریها و بالاخره سعادت و شقاوت بشر را در طول تاریخ مرهون رهبری های صحیح یا ناصحیح دانسته اند و هیچ عاملی را چون مدیریت و رهبری برای سعادت و تعالی انسان موثر و نافذ نمی دانند.

در اسلام مدیریت و رهبری به عنوان یک اصل ضروری و اجتناب ناپذیر برای ادامه حیات انسان بحساب آمده است. قرآن و احادیث و روایات اسلامی ، رهبری را در دو جهت الهی و شیطانی مورد بحث قرار داده اند و سرنوشت انسان را با میزان اطاعت از رهبرانی که آن ها را بسوی حق و حقیقت دعوت کرده اند و یا آنان را به سوی دوزخ و شقاوت می خوانند وابسته می دانند.

ضرورت و اهمیت مدیریت:

برای نشان دادن اهمیت رهبری و مدیریت از نظر اسلام به ترتیب آیات یا روایاتی که در این زمینه جمع آوری شده است ذیلاً مطرح و در هر مورد در صورت لزوم توضیح داده می شود.

1-    قرآن – سوره نازعات آیه 5

فالمدت برات امراً

«پس سوگند به تدبیرکنندگان کارها»

خداوند در این آیه به فرشتگان اداره کننده کارها سوگند یاد می کند ، خداوند خود نیز مدیر است همانطور که در دعای جوشن کبیر بند 25 آمده است.

اللهم انی اسئلک باسمک یا مصوریا مقدریا مدبر...

«خدایا از تو درخواست می کنم بنام تو ای صورت آفرین ، ای تقدیر کننده ، ای تدبیر کننده ...»

بدین تریب ملاحظه می شود که اولاً تدبیر یکی از خصوصیات احدیت است ثانیاً آنقدر این امر مهم است که خداوند به تدبیرکنندگان سوگند یاد می کند و تدبیر در امر یعنی به عاقبت کار نگاه کردن ،معنی لغوی تدبیر پشت سرگذاشتن چیزی است.

2-    قرآن – سوره بقره آیه 30

و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا...

« و هنگامیکه پروردگار تو به ملائکه گفت هر آینه در زمین خلیفه ای قرار خواهم داد گفتند...»

این آیه نشان می دهد که خداوند اولین انسانی را که خلق نمود به عنوان خلیفه خود در روی زمین قرار داد وبه عبارت دیگر رهبری و هدایت آنقدر مهم است که قبل از شروع زندگی بشر در زمین ، خداوند حضرت آدم را به عنوان خلیفه الله که بصورت رهبر و حجت خدا و پیغمبر است می فرستد در حالی که مسیر عادی تکامل ایجاب می کرد که گروهی از انسانها بیایند و پس از طی مراحل ترقی و تکامل ، از میان آنها یکی به مرحله نبوت و پیغمبری برسد.

قرآن در حقیقت نشان می دهد که اولین انسانی که پا به عرصه وجود می گذارد عنوان خلیفه خدا ، پیغمبر خدا و حجت خدا را دارد و کلمه جاعل ( اسم فاعل ) بیان کننده این موضوع است که هیچگاه انسان در روی زمین بدون حجت و رهبر نخواهد بود.

3-    در قرآن کلمه امام بصورت مفرد و جمع در موارد زیادی بکار رفته است که به معنای رهبر می باشد اما این کلمه در هر دو جهت هدایت و ضلالت کاربرد دارد.

در آیات زیر امام به عنوان هادی برای هدایت بشر بسوی خدا و سعادت می باشد.

1)      آیه 73 از سوره انبیاء می فرماید:

و جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا

« ما آنها را پیشوایان هادی به امر خودمان قرار دادیم»

2)      آیه 5 سوره قصص:

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین

و می خواهیم بر مستضعفین زمین منت بگذاریم و آنها را رهبران و وارثان قرار دهیم.

3) آیه 124 سوره بقره:

و اذ ابئلی ابراهیم ربه بکلمات فانهمن قال انی جاعلک للناس اماماً

وچون خدا ابراهیم را به اموری آزمایش کرد و از عهده آنها برآمد خدا به او گفت که من ترا رهبر و پیشوا قرار  می دهم.

4)آیه 74 سوره فرقان:

والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا وذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماماً

و کسانیکه می گویند خدایا به ما همسرانی و فرزندانی عطا کن که روشنی چشم ما باشد و ما را برای پرهیزکاران پیشوا و رهبر قرارده.

در حالی که در آیات زیر امام را به عنوان رهبری که پیروان خود را به سوی ظلمت و آتش می کشاند معرفی          می نمایند.

(1)   سوره قصص آیه 41

و جعلنا هم ائمه یدعون الی النار

« و قراردادیم برای آنها پیشوایانی که آنها را به سوی آتش می خوانند.»

(2)   سوره توبه آیه 12

فقاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون

«پس پیشوایان کفر را بکشید که آنها را عهد و سوگند استواری نیست. باشد که دست بردارند.»

4- حدیثی است که شیعه وسنی آن را از امام علی بن موسی الرضا (ع) نقل می کنند که حضرت در تفسیر آیه 71 سوره اسراء می فرماید:

یدعی کل اناس بامام زمانهم و کتاب ربهم و سنه نبیهم

«در آن روز هر قومی همراه اما زمانشان و کتاب پروردگارشان و سنت پیامبرشان خوانده می شوند.»

5- باز از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:

الا تحمدون الله اذا کان یوم القیامه قدعا کل قوم الی من یتولوئه و دعانا الی رسول الله و فرعنهم الینا فالی این ترون یذهب بکم الی الجنه و رب الکعبه قالها ثلاثا

«آیا شما حمد و سپاس خدا را بجا نمی آورید؟»هنگامی که روز قیامت می شود خداوند هر گروهی را یا کسی را با کسی که ولایت او را پذیرفته می خواند، ما را همراه پیامبر (ص) و شما را همراه ما ، فکر می کنید در این حال شما را به کجا می برند، به خداوند کعبه به سوی بهشت – سه بار امام این جمله را تکرار کرد.»

در این روایت همانطور که ملاحظه می شود آنقدر به امام یا رهبر اهمیت داده شده است که سرنوشت مردم با امام و رهبر آنها گره خورده است. این بدین معنی است که رهبران و مدیران جامعه آنقدر روی افراد اثر می گذارند که به هر سو  بخواهند آنها را می کشانند و لذا دارای سرنوشت مشترکی می گردند.

6- از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که :

من مات بغیر امام مات مئیته جاهلیه

« کسی که بدون امام و رهبر از دنیا برود مرگ او مرگ جاهلیت است.»

این روایت اهمیتی را که اسلام برای وجود امام و ضرورت رهبری قائل است نشان می دهد و اینکه بدون رهبری ومدیریت امکان نجات و هدایت نیست و مرگ آنها را مرگ جاهلیت قبل از اسلام می داند.

7- علی علیه السلام خطاب به کمیل می فرماید:

الهم قلبی لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهراً مشهوراً‌و اما خائفا مغموراً لئلاً یبطل حجج الله و بیناته.

« آری بخدا سوگند زمین هرگز خالی از حجت نیست ، خواه ظاهر و آشکار باشد یا ترسان و پنهان تا نشانه های الهی و دلائل فرمان او از میان نرود.»

این گفتار علی علیه السلام نشان می دهد که وجود رهبری و امامت اعم از آنکه بر حسب شرایط زمان و مکان آشکار یا پنهان باشد امری حتمی و لازم است و بدون آن امکان هدایت انسان برای رسیدن به سر منزل مقصود نیست.

8- امام علی بن موسی الرضا (ع) می فرماید:

انا لانجد فرقه من الفرق و لامله من الملل تقو و عاشو الا بقیم و رئیس لما لابد لهم فیه فی امر الذین والدنیا.

« در مطالعه احوال بشر هیچ گروه و ملتی را نمی یابیم که در زندگی موفق و پایدار باشد مگر بوجود مدیر و سرپرستی که امور مادی و معنوی آنرا مدیریت نماید.»

شاید هیچ مکتبی با این روشنی اهمیت رهبری و مدیریت را بیان نکرده باشد که موفقیت و پایداری یک ملت را در امور مادی و معنوی مرهون آن بداند.

9- از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:

لایستغنی اهل کل بلد عن ثلاثه یفزع الیه امر دنیاهم و آخرتعم فان عدموا ذالک کانوا همجا:

فقیه عالم ورع

و امیر خیر مطاع

و طبیب بصیر ثقه

مردم هر اجتماع از سه گروه بی نیاز نیستند ، تا امور دنیا و آخرت خود را بوسیله آن سه دسته انجام دهند و هرگاه اجتماع فاقد آن سه باشد افراد آن جامعه بصورت حیوانات ضعیفی درخواهند آمد.

1)      فقیهی آگاه و پرهیزگار

2)      مدیری خیرخواه و مسلط

3)      پزشکی صادق در کار و مورد اعتماد

10) پیامبر اکرم تا جائی مدیریت را مورد توجه قرار می دهد که اعلام می کند در مسافرت چنانچه تعداد مسافران به سه نفر برسد یک نفر از آنها لازم است مسئولیت گروه را بپذیرد. والا در انجام کارها و برنامه ها خلل ایجاد خواهد شد.

قال النبی (ص): اذا کان ثلاثه فی سفر فلیومروا احدهم

«پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر گاه در مسافرت تعداد مسافران به سه نفر رسید باید یکی از آنها مدیریت گروه را مسئول شود.»

11) از حضرت صادق ( ع) نقل شده است که فرمود:‌

لو بقیت الارض بغیر امام لساخت

/ 0 نظر / 23 بازدید