امر قدسی و تنگنای تجدد

مبنای تفکرات دکتر سیدحسین نصر این دانشمند فرزانه و فیلسوف سنت گرای معاصر و صاحب کرسی مطالعات اسلامی دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا که بیست وهشتمین جلد از سری کتاب های فیلسوفان زنده جهان را به خود اختصاص داده است؛ بازگشت به اسلام اصیل و معنویت ناب عرفانی است. بازگشت به امری قدسی که در تنگنای تجدد و رهاوردهای بحرانزایش، در میان خفقان ابزار های صنعتی به دست فراموشی سپرده شده است و تنها راه رهایی انسان متجدد از این آشفته بازار بحران و بی هویتی محسوب می شود. همان طور که اشاره شد سیدحسین نصر اندیشمندی سنت گرا و پیرو مکتب جاودان خرد است و هرگاه سخن از سنت به میان می آید بزرگترین چالش پیش رو تجدد و نوگرایی است که در فلسفه غرب از آن تحت عنوان مدرنیسم یاد می شود.
    
    از این رو جهت شناخت آرای این اندیشمند بزرگ بیش از هرچیز بررسی گفتمان سنت گرای او در برابر دنیای متجدد راهگشاست و این همان امری است که این نوشتار درپی آن است. نصر نیز چون اساتید خود گنون و شوان (پیشگامان مکتب سنت گرایی) معتقد است سنت مجموعه ای از حقایق متعالی است که در رهگذر ادیان توحیدی، مکاتب عرفانی و دیگر نظام های ارزشی از مبدا الهی سرچشمه گرفته و به صورتی پیوسته جریان می یابد. در دفتر ششم مثنوی حکایت مردی نقل شده است که از مصر به بغداد می رود تا گنجی را که نام و نشانش را در خواب دیده بیابد اما دستگیر می شود و شحنه پس از شنیدن داستانش می گوید عجب احمقی هستی؛ من سال هاست که خواب می بینم که در مصر در فلان جا و فلان کوی زیر درختی گنجی نهفته است و اعتنایی نمی کنم و تو با یک خواب شهر و آشیانه ات را رها کرده ای. نشانه هایی که شحنه می گوید، نشانی خانه مرد مصری است. او به مصر برمی گردد و گنج را در خانه خود می یابد. این حکایت مثنوی مثال جالبی است برای تبیین دیدگاه نصر و سنت گرایان در برابر تجددخواهان. از دیدگاه نصر این گنج ارزشمند همان امر قدسی است که در چارچوب اشراق عرفانی و ادیان توحیدی در دسترس همگان است و نباید آن را در سفر دور و دراز و پرپیچ وخم تجددخواهی جست وجو کرد که چنین جست وجویی دور باطل است. با نگاهی به دنیای غرب و مشاهده رواج گسترده عرفان شرقی و تفکرات سنت گرایانه می توان بر این موضوع صحه گذاشت. به عنوان مثال می توان به همین کتاب مثنوی مولانا اشاره کرد که یکی از پرفروش ترین کتاب های دنیا در سال 2006 میلادی بوده است. نصر در کتاب (فردوس حقیقت) عرفان، عدالت و ساختار اجتماعی، عقلانیت و هنر اسلامی را به عنوان وجوه سنت اسلامی برشمرده و معتقد است عرفان و تصوف به عنوان وجه جذاب و فراگیرتر آن محسوب می شود و از این رو می کوشد با تکیه بر این وجوه جذاب بین واقعیت های جهان امروز و سنت آشتی برقرار کند چرا که معتقد است برای بازگشت به حقیقت برای افرادی که تحت تاثیر تجدد و تمدن غرب قرار داشته اند هیچ راهی جز عرفان وجود ندارد. اما تجدد چیست؟ نصر در تعریف تجدد می گوید: <تجددگرایی غیر از معاصر بودن است و این دو اصلایکی نیست. ما سنت گرایان - از جمله خود من - اصطلاح تجددگرایی را به شیوه ای مبهم، فقط به چیزهایی اطلاق نمی کنیم که امروزه رواج دارد بلکه آن را شیوه نگرشی خاص به جهان می دانیم که در حقیقت از دوره نوزایی شروع شد. آن چه انسان گرایی، عقلگرایی و دوره نوزایی نامیده می شود، حقیقت مطلق و نهایی متعالی از سطح انسان ها را انکار کرده و از نظام الهی به نظام انسانی فرو می افتد( >در جست وجوی امر قدسی صفحه 259 و260 )
    
    تجدد انکار کننده همان اصولی است که سنت بر آن تکیه دارد. اصولی چون اصالت حقیقت الهی و عبودیت و تسلیم انسان در برابر حقیقت الهی. نصر که معتقد است نفی این اصول و جایگزینی انسان محوری به جای خدا محوری در عین دستاوردهایش تنگناها و بحران های بسیاری برای انسان متجدد به همراه داشته است. تجدد را در دو محور مورد نقد قرار می دهد: یکی نقد مبانی و دیگری نقد اخلاقی. او در کتاب هایی نظیر <انسان و طبیعت> و <اسلام و تنگناهای انسان متجدد> به علل عقلانی و تاریخی بحران به وجود آمده از سوی علم جدید و تکنولوژی مرتبط با آن پرداخته و معتقد است سلطه آزمندانه و فزاینده انسان بر طبیعت با قصد پیشرفت اقتصادی، مشکلات گوناگون زیست محیطی، اجتماعی و روانی برای انسان به همراه داشته است. از نظر نصر ریشه این مشکلات در آن است که انسجام و هماهنگی بین انسان و طبیعت از بین رفته و این عدم توازن به خاطر تخریب انسجام و هماهنگی بین انسان و خداوند به وجود آمده است. 

    او در کتاب هایی چون <آرمان ها و واقعیت های اسلام> و <جوان مسلمان و دنیای متجدد> می کوشد تا اصول اساسی اسلام و آنچه در همه شاخه های گوناگون این دین اعتبار دارد و همچنین عرفان اسلامی و تاثیرات آن در حیات اجتماعی و فکری اسلام که در تفکرات او از اهمیت خاصی برخوردار است را به گونه ای برجسته نشان دهد. در این زمینه در درجه اول روی سخن او با نسل جوان سرزمین های اسلامی است که به دلیل تاثیرات تعلیم و تربیت مدرن از اصل خود به دور مانده و شدیدا تحت تاثیر نفوذ تجدد قرار گرفته و از جنبه های معنوی و عقلانی اسلام فاصله گرفته است. همچنین او کوشیده است تا به اتهامات و تعرضات نویسندگان غربی علیه دین اسلام به خصوص آنجا که به بنیادهای اساسی اسلام چون قرآن و حدیث مربوط می شود پاسخ گوید. 


    علاوه بر تجدد و بحران هایش اسلام سکولار و بنیادگرایی از دیگر چالش های پیش روی نصر به عنوان یک سنت گرای اسلامی در برابر دنیای متجدد است. پس از واقعه 11 سپتامبر و حواشی اش که بیشتر به نمایشی از پیش تعیین شده و هدفمند از سوی سردمداران کاخ سفید می ماند، حملات بسیاری به اسلام صورت گرفت و سنت گرایان به بنیادگرایی محکوم شدند. در چنین شرایطی نصر پا به میدان گذاشت و با نگارش کتاب هایی چون <قلب اسلام> و <اسلام، دین، تاریخ تمدن> به تبیین مفهوم اسلام سنت گرا پرداخت و آن را در مقابل اسلام سکولار و اسلام بنیادگرا تعریف کرد. نصر معتقد است که یکی از تهمت های سنگین و ناروایی که به اسلام می نهند این است که می گویند اسلام دین شمشیر است . او ضمن اشاره به دیدگاه های اسلام و مسیحیت در مورد جنگ، می کوشد تا به این مساله مهم پاسخ گوید. از نظر نصر بنیادگرایی زاییده تجدد است و سنت مهم ترین نیروی مخالف آن محسوب می شود. او می گوید: <بنیادگرایی نیز خود آن روی سکه مدرنیسم است. ما در دوره سلجوقی یا صفوی بنیادگرایی نداشتیم این پدیده عکس العملی در برابر تجدد و مدرنیسم است و نکته جالب توجه این که هر دوی اینها در خیلی چیز ها با یکدیگر شریک هستند. نکته اول این که هیچ نقدی بر فناوری و علم جدید وارد نمی کنند. فناوری و علم جدید را می بلعند همانطور که نهنگ در دریا آب را می بلعد، نکته دیگر این که هر دو کاملابه هنر اسلامی و تمدن سنتی اسلامی بی توجهی می کنند و نکته سوم هم این که هر دو با جنبه معنوی، باطنی و درونی اسلام دشمنی می ورزند( .> گفت وگو با هفته نامه شهروند امروز - شماره 65 ) 

 
    پایان سخن اینکه اگرچه متجددان ندای آزادی بی قید و شرط انسان از تمامی قید و بند ها را سر داده اند اما فلسفه آنها چیزی جز مصرف گرایی افراطی، نابودی طبیعت، از خودبیگانگی انسان و بحران های بیشمار به همراه نداشته است که این خود عین تنگنا و محدودیت است در حالی که سیدحسین نصر با نقل قول از هانری کربن می گوید: <انسان عادی توسط محیط خارجی اش ساخته می شود ولی انسان معنوی خود محیط خارجی اش را می سازد، کار ما سنت گرایان نیز همین است.( > گفت وگو با هفته نامه شهروند امروز - شماره 65 - صفحه 105 الی 110 )

منبع : روزنامه اعتماد ملی ، شماره ۶۴۴ ، صفحه ٨ (اندیشه ) ، ٢۴/٢/٨٧

/ 0 نظر / 11 بازدید