اتحادیه مدیترانه ای؛ تاریخچه راهبردها و چالش ها

پس از روی کار آمدن نیکلاسارکوزی به عنوان رئیس جمهور فرانسه، وی در برنامه های متعددی که برای خود طرح کرد، طرحی به نام امنیت جمعی در دریای مدیترانه قرار داشت که از همان ابتدا مورد استقبال و یا رد کشورهای ساحلی این دریا قرار گرفت. اینکه رئیس جمهور تازه به قدرت رسیده فرانسه چه هدفی را از ارائه این طرح دنبال می کرد و چه اندیشه ای در پشت آن قرار داشت هنوز هم مورد بحث بسیاری از کارشناسان و آگاهان به مسائل دریای مدیترانه است. اینکه سارکوزی دارای ذهنی امنیتی است و همه چیز را در این ذهنیت دنبال می کند بر همه روشن شده است.
    او در جریان زد و خوردهای سال گذشته پاریس بر خلاف پیشینیان خود گفت که تظاهرات کنندگان پاریس عده ای شورشی هستند که برخلاف قانون عمل می کنند و او برای سرکوب آنها بار دیگر دستگاه امنیتی فرانسه را احیا خواهد کرد و به پلیس دستور داد تا با تمام توان به مقابله با خشونت ها بروند. به گفته برخی از کارشناسان کسی که در کشور خود بدین گونه رفتار می کند باید در عرصه بین المللی هم طرفدار چنین رویکردی باشد و برای انجام آن بکوشد. چندی دیگر پایتخت فرانسه شاهد جشن های انقلاب خواهد بود، مراسم بزرگی که در آن بسیاری از سران و رهبران جهان دعوت شده اند تا علاوه بر شرکت در آن، برنامه های جانبی دیگری هم داشته باشند که یکی از این برنامه ها کنفرانسی با شرکت سران و رهبران کشورهای ساحلی دریای مدیترانه برای بحث و بررسی چگونگی اجرای طرح پیشنهادی سارکوزی خواهد بود. در این نوشته قصد داریم به بررسی فرآیندهای این طرح و مشکلات و مسائل پیش روی آن بپردازیم.
    پیش از آنکه وارد بحث اصلی شویم، به معرفی بیشتر دریای مدیترانه می پردازیم. این دریا بزرگ ترین دریای داخلی دنیاست. دریای مدیترانه به مساحت 000/966/2 کیلومتر مربع، در بین قاره های آسیا و اروپا و آفریقا قرار گرفته است. عمیق ترین نقطه آن 330/4 متر است. در عربی به آن بحرالابیض المتوسط و همچنین دریای وسط - میانه- می گویند و از آن رو دریای مدیترانه نام گرفته که درست در میانه قطب شمال و استوا واقع شده است، البته در یونانی به آن دریایی می گویند که میان سرزمین ها واقع شده است. مدیترانه هر چند خود دریایی داخلی به شمار می رود، اما در خود نیز چند دریای داخلی و خلیج دارد که مهم ترین آنها دریای آدریاتیک، دریای سیاه، دریای اژه و دریای مرمره هستند. کشورهایی که با این دریا مرز مشترک دارند در سه قاره پراکنده شده اند و این خود بر اهمیت راهبری آن می افزاید. در اروپا از غرب به شرق کشورهای بریتانیا - در تنگه جبل الطارق- اسپانیا، فرانسه، ایتالیا، موناکو، مالت، اسلوونی، مونته نگرو، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، آلبانی، یونان، قبرس و ترکیه؛ در آسیا و از شمال به جنوب کشورهای سوریه، لبنان و فلسطین اشغالی؛ در آفریقا و از شرق به غرب کشورهای مصر، لیبی، تونس، الجزایر و مراکش با آن مرز مشترک دارند که اگر کشورهای ساحلی دریای سیاه که از دریاهای متصل به مدیترانه به شمار می روند را به آن اضافه کنیم، تعداد آنها افزایش خواهد یافت. سه نقطه استراتژیک در این دریا وجود دارد که آن را به سرزمین ها و دریاها و اقیانوس ها مرتبط می کند. در منتهی الیه غربی آن و در تنگه جبل الطارق که هنوز مستعمره بریتانیا به شمار می رود با اقیانوس اطلس، در گوشه جنوب شرقی از طریق آبراه سوئز با دریای سرخ و از آنجا اقیانوس هند و در شمال شرقی خود هم با استفاده از دو تنگه مرمره و داردانل که در داخل آب های سرزمین ترکیه قرار دارد با دریای سیاه و کشورهای اروپای شرقی و قفقاز مرتبط است. آب و هوایی که موسوم به مدیترانه ای است تمام سواحل آن را در برگرفته و زیتون نماد این دریا به شمار می رود.
    
    
    نگاهی تاریخی به مساله
    
    
    در دوره باستان رومی ها توانستند تمام سواحل این دریا را تحت سیطره خود درآورند و آن را عملادریایی داخلی سازند. رومی ها برای این امر بیش از 250 سال جنگ های خونینی راه انداختند و با سرنگونی قدرت هایی چون کارتاژ - باقیمانده فینیقی ها در تونس امروزی- تصرف مصر و برانداختن سلسله بطلمیوسیان، در سواحل شرقی آن نیز با برداشتن بازمانده سلوکیان و بعدا درگیری با ایرانیان در زمان سلسه اشکانی و همچنین سرکوبی دولت - شهرهای آسیای مرکزی و یونان به این مهم دست یابند. مسلمانان در قرن اول هجری موفق شدند سواحل جنوبی آن را در آفریقا تصرف کرده و خود را تا اندلس - اسپانیای امروز- و سواحل فرانسه برسانند و تمام جزایر آن را هم تصرف کنند. این سیر تاریخی با روی کار آمدن امپراتوری عثمانی در آناتولی روندی دیگر یافت و آنها از قرن شانزدهم میلادی تا پایان قرن هفدهم موفق به تصرف سواحل شمال غربی، شرقی و جنوبی آن گردند و برای چند قرن قدرت دریایی مستحکمی را در این پهنه آبی تشکیل دهند.
    با شروع دوره استعمار ابتدا مسلمانان از اسپانیا بیرون رانده شدند و پس از آن همزمان با ضعف دولت عثمانی برای اولین بار فرانسوی های انقلابی به فرماندهی افسر جوانی به نام ناپلئون بناپارت در سال های آخر قرن هجدهم به مصر یورش آوردند و از این زمان دوره جدیدی در حیات این دریا شروع شد.
    در این نگاه استعمارگرایانه بود که مدیترانه برای سال ها عرصه رقابت میان فرانسه، انگلیس و بعدها آلمان و همچنین اسپانیا و در مراحلی ایتالیا شد. فرانسه در نیمه اول قرن نوزدهم مراکش، تونس و الجزایر را پس از جنگ هایی خونین و با سرکوب نیروهای مبارز در آن سرکوب کرد و استعماری خشن، خونین و فرهنگی را در آن نقاط بنیان گذاشت. در اواخر همین قرن هم بود که با ضعف دولت خدیوان مصر و دولت عثمانی، پای انگلیسی ها و فرانسوی ها با حفر آبراه سوئز بیش از پیش به مصر بازگشت و این کشور هم رسما تحت قیمومیت انگلیسی ها قرار گرفت و آنها تا سال 1956 عملادر این کشور ماندند. در ابتدای قرن بیستم چند حادثه این دریا را تا آستانه جنگ پیش برد که مهم ترین آن بحران اول و دوم طنجه و همچنین بحران اغادیر بود که در آن ویلهلم دوم امپراتور آلمان با اعزام کشتی های جنگی خود خواستار مستعمراتی برای آلمان شده بود و طنجه در مراکش را بندری آزاد اعلام کرد. این بحران با وساطت انگلیسی ها و دادن مستعمراتی در کامرون و موزامبیک و تانزانیا مرتفع شد.
    جنگ جهانی اول تکلیف سرزمین های جدید در این دریا را به گونه ای دیگر رقم زد، در حالی که هیچیک از کشورهای مستعمره به استقلال نرسیدند. با متلاشی شدن عثمانی، کشورهای تازه متولد شده ای در آن شکل گرفتند که هر یک تحت قیمومیت کشوری درآمدند. فلسطین و قبرس ازآن انگلیسی ها شد و لبنان و سوریه هم ازآن فرانسوی ها. لیبی هم که سرزمین بی آب و علفی بود بی صاحب ماند تا بازماندگان خاندان سنوسی برای چند دهه دیگر در آن حضور یابند. در سال 1921 فاشیست ها در ایتالیا به قدرت رسیدند؛ آنها که به مانند آلمانی ها جایی زیر آفتاب تابان می خواستند وقتی لیبی را بدون رقیب دیدند به آنجا حمله ور شدند که داستان مقاومت عشایر این کشور به خصوص عمرمختار قهرمان ملی آنها زبانزد است. در دوره جنگ جهانی دوم نیز سواحل دریای مدیترانه شاهد درگیری خونین ارتش های فرانسه و انگلیس با آلمان ها و ایتالیایی ها در صحرای بزرگ بود که با پایان جنگ بار دیگر هژمونی پاریس- لندن در جنوب دریا مستقر شد.
    فرانسوی ها هرچند بعد از پایان جنگ جهانی دوم حاضر شدند به مراکش و تونس استقلال دهند، ولی حاضر نبودند به سادگی از الجزایر دست بردارند. الجزایری ها زمانی موفق به استقلال شدند که یک میلیون شهید در راه آزادی دادند و فرانسوی ها را خارج کردند، اما این هم پایان بازی های قدرت در این دریا نبود.
    
    دور جدید
    
    
    با حضور دو ابر قدرت آمریکا و شوروی در عرصه سیاسی جهان، بازی ها در این منطقه شکل تازه تری به خود گرفت. شوروی ها توانستند با کمک های نظامی به انقلابیون الجزایری - البته نباید نقش چین را در این مورد دست کم گرفت - کشور مصر انقلابی به رهبری ناصر که در حال جنگ با اسرائیل بود و همچنین کشور لیبی که افسری 27 ساله به نام معمر قذافی در آن سنوسی ها را برانداخته بود، عملاخود را به سواحل جنوبی این دریا بکشاند و چالش های عمده ای را برابر بلوک غرب قرار دهد. این چالش ها تا فروپاشی قدرت شرقی ادامه داشت و پس از این فروپاشی بود که این بار نوبت به خود غربی ها رسید تا در این آبراه به رقابت بپردازند. آمریکایی ها که جهان را برای خود تک قطبی تعریف کرده بودند به شدت فرانسوی ها را تحت فشار گذاشتند تا از دخالت در الجزایر خودداری کند، این خواسته و فشار که با بمب گذاری آمریکایی ها در جزیره کرس فرانسه روند سختی را طی کرده بود باعث شد تا در سال 1991 جبهه نجات اسلامی در الجزایر پیروز انتخابات شود که این بار تمام سرویس های اطلاعاتی غربی به کمک نظامیان کودتاگر الجزایری آمدند تا انتخابات را ملغی و حکومت نظامی اعلام کنند؛ چالش هایی که همچنان در این دریا ادامه دارد.


   اعضای اتحادیه مدیترانه

  اعضاء اتحادیه مدیترانه عبارتند از الجزایر، مصر، اردن، لبنان، لیبی، موریتانی، مغرب، فلسطین، سوریه، تونس، ترکیه، رژیم صهیونیستی ، ألبانی، اتریش ، بلژیک ، بوسنی و هرزگوین ، انگلیس ، بلغارستان، قبرص، چک ، کرواسی، دانمارک، أستونی، فنلاند، آلمان، یونان،رومانی ، ایرلند، ایتالیا، لاتویا، لیتوانی، لوکزامبورگ، مالتا، موناکو، مونته نگرو ، لهستان، پرتغال، رومانی، اسلواکی، اسلوونی ، إسپانیا، سوئد و هلند. 

    
    
    فرانسه به دنبال چیست؟
    
    
    با نگاهی به آنچه در بالاآمد به خوبی مشخص است که دولتمردان فرانسوی به این دریا به عنوان قلمرو امنیتی و تاریخی خود نگاه می کنند و از این رو تلاش دارند تا خود به عنوان مجری این طرح رهبری آن را برعهده بگیرند. فرانسه عملادر داخل اتحادیه اروپا با مشکلات عمده ای روبه رو است و می کوشد تا رقیبی برای این اتحادیه درست کند. از یک طرف فرانسه از نظر اقتصادی به شدت از آلمان عقب افتاده است و از طرف دیگر انگلیسی ها هم چندان رغبتی ندارند خود را به عنوان عضوی از این اتحادیه معرفی کنند. فرانسوی ها پس از رای منفی مردم هلند و فرانسه دریافتند نمی توان بر اساس ایده های موجود، قانون اساسی اتحادیه اروپا را پیش برد و این را رای منفی مردم ایرلند به قانون جدید اتحادیه یا همان قانون لیسبون ثابت کردند، از این رو به دنبال راهکاری بودند تا بتوانند در یک پیمان مشابه اتحادیه اروپا اتحادیه کشورهای دریای مدیترانه را شکل دهند و لذا به نظر می رسد قصد دارند با استفاده از بارسلونا (طرح همکاری اتحادیه اروپا- کنفرانس مدیترانه در سال 1995 در اسپانیا آغاز و در حال حاضر بیش از 37 عضو دارد و لیبی عضو ناظر آن است) این طرح را با موفقیت اجرا کنند.
    
    
    مشکلات پیش رو
    
    
    هر چند رئیس جمهور فرانسه در نشست اواخر تیرماه سعی خواهد کرد رهبران کشورهای دعوت شده را راضی به پذیرش این طرح کند، اما به نظر می رسد طرح اتحادیه مدیترانه ای جمع اضداد است. هنوز برخی از کشورهای ساحلی آن مشکلاتی با هم دارند و در بعد دیگر مساله، رژیم صهیونیستی قرار دارد که با حضور کشورهایی چون سوریه، لبنان و لیبی و همچنین الجزایر برای شرکت در این اتحادیه مشکل خواهد داشت. اگر این اتحادیه را جایگزینی برای اتحادیه اروپا فرض کنیم، ترکیه با عضویت در آن می تواند به خواسته های خود - به زعم فرانسوی ها - برسد، اما مقامات آنکارا تاکید کرده اند این امر به هیچ عنوان نمی تواند جایگزین حضور آنها در اتحادیه اروپا شود. در زیر به برخی از مشکلات و اختلافات موجود میان کشورهای ساحلی آن اشاره می کنیم:
    
    1- اختلاف میان اسپانیا و مراکش بر سر دو شهر سبته و ملیله که همچنان ادامه دارد و هر چند وقت یکبار روابط دو کشور را تیره می کند.
    
    
    2- اختلاف میان بریتانیا و اسپانیا بر سر کنترل تنگه جبل الطارق. در حالی که اسپانیایی ها خواستار تحویل این نقطه به خود هستند، ساکنان آن همچنان خواستار ادامه حضور نیروهای انگلیسی در این منطقه می باشند.
    
    
    3- اختلاف میان کشورهای متولد شده از یوگسلاوی سابق. هنوز مشکلاتی میان صربستان با همسایگانش وجود دارد.
    
    
    4- اختلاف میان یونان و مقدونیه و همچنین آلبانی.
    
    
    5- اختلاف میان یونان و ترکیه. هرچند این اختلافات اکنون به مرحله آرامش رسیده است، اما یونانی ها به همراه قبرس مانع عمده ترک ها برای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند.
    
    
    6- اختلاف میان دو بخش یونانی نشین و ترک نشین قبرس.
    
    
    7- وجود حالت جنگی میان سوریه و اسرائیل و اشغال بخش هایی از سوریه توسط اسرائیل.
    
    
    8- رژیم صهیونیستی همچنین با تهدید مداوم لبنان و اشغال بخش هایی از این کشور به ادامه چالش در این نقطه ادامه می دهد. سارکوزی در سفر اخیر خود به لبنان با دعوت از میشل سلیمان رئیس جمهور این کشور برای شرکت در نشست سران کشورهای ساحلی دریای مدیترانه، تلویحا از وی خواست تا مخالفتی با حضور اسرائیل در این اتحادیه نکند.
    
    
    9- عدم تشکیل کشور مستقل فلسطینی و درگیری های روزانه میان فلسطینی ها و نظامیان اسرائیلی. فلسطینی ها هم خود اکنون به دو بخش غزه نشین و رام الله نشین تبدیل شده اند.
    
    
    10- مخالفت صریح لیبی با حضور اسرائیل در ترکیب این اتحادیه در صورت تشکیل. لیبی همچنین چندی پیش نشستی را با حضور برخی از سران کشورهای حاشیه این دریا برگزار کرد و مخالفت صریح خود را با تشکیل آن اعلام کرد.
    
    11- الجزایر به عنوان پهناورترین کشور ساحلی و همچنین داشتن منابع بزرگ نفت و گاز، سیاستی مانند مقامات لیبی دارد. البته باید این موضوع را هم یادآوری کرد که برخی از کارشناسان منطقه ای هدف تشکیل این اتحادیه را برطرف کردن مشکلات امنیتی و خارج کردن رژیم اسرائیل از انزوای سیاسی در منطقه می دانند. وزیر امورخارجه الجزایر هم با اشاره به این موضوع تاکید دارد که ایده تشکیل آن منجر به عادی سازی روابط با اسرائیل نخواهد شد. مراد مدلسی این سخن را در هجدهم خردادماه در نشست وزرای خارجه 16 کشور ساحلی دریای مدیترانه در الجزیره اعلام کرد. به باور مدلسی جایگاه موضوع عادی سازی روابط با اسرائیل در قالب اتحادیه مدیترانه ای یکی از نکات پیچیده این طرح است که کشورهای عربی از جمله الجزایر خواستار روشن شدن آن هستند؛ موضع ما در برابر این نقطه از طرح همچون طرح روند بارسلون است که در آن طرح نیز مشارکت الجزایر به عادی سازی روابط با اسرائیل منجر نشد.
    
    
    مخالفان اروپایی
    
    هر چند برخی از کشورهای اروپایی موافقت خود را برای پیوستن به این اتحادیه اعلام کرده اند، اما آلمان ها در این مورد موضع آشتی ناپذیری گرفته اند. آنگلامرکل صدراعظم آلمان، اخیرا نگرانی خود را از ایده تشکیل اتحادیه مدیترانه توسط آقای سارکوزی اعلام کرده و گفته که تشکیل این اتحادیه می تواند موجودیت و اهداف اتحادیه اروپا را دچار ضعف کند. از سویی دیگر فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر امورخارجه آلمان اعلام کرد که این اتحادیه نباید با اهداف و برنامه های اتحادیه اروپا و پیمان بارسلونا مغایرتی داشته باشد. این واکنش تند از سوی آلمان به دلیل دور ماندن این کشور از نقش محوری همانند فرانسه در این اتحادیه است و سارکوزی را مجبور کرد تا برای همراه کردن کشور قدرتمند اتحادیه اروپایی با این ایده با خانم مرکل ملاقات کند و ضمن ارائه جزئیات طرح و واگذاری سهم مناسب و رایزنی با مقامات آن کشور، آلمان را متقاعد کند که با تشکیل اجلاس اتحادیه مدیترانه در پاریس موافقت کند.
    البته هنوز موضع دیگر کشورهای اروپایی در این مورد به صورت شفاف بیان نشده است. به طور قطع می توان گفت کشورهایی که در شمال اروپا قرار دارند و از این رویکرد سهم کمی را دریافت می کنند با آن به مخالفت خواهند پرداخت.
    
    
    نتیجه گیری
    
    
    در پایان این مبحث با توجه به آنچه در بالاگفته شد، طرح اتحادیه مدیترانه ای ریشه در استعمار تاریخی کشورهای شمال آفریقا دارد. منابع عظیم انرژی و معادن غنی کشورهای شمال آفریقا به سرعت در طرح های سرمایه گذاری اروپایی ها وارد خواهد شد و آنها دوره ای جدید از استعمارنو را آغاز خواهند کرد.
    
    
     در حالی که با این طرح عملاناتو به عنوان بازوی نظامی آمریکا - اروپا وارد این کشورها خواهد شد، لیبی به عنوان کشوری که دارای سیاست های چند وجهی است توسط این اتحادیه کنترل خواهد شد و همین امر هم مخالفت صریح معمر قذافی را در پی داشته است.
    
    
    دیگر آنکه در قالب این اتحادیه، اسرائیل با دشمنان خود مانند سوریه و لبنان و همچنین لیبی دور یک میز خواهند نشست و این رژیم در قالب طرح های امنیتی اتحادیه تضمین هایی دریافت خواهد کرد و از انزوا بیرون خواهد آمد. هر چند آقای سارکوزی تلاش دارد تا این امر را به نتیجه برساند، اما به نظر می رسد این امر به این زودی ها اتفاق نخواهد افتاد؛ چالش های پیش روی کشورهای ساحلی آنچنان بسیار است و اختلافاتی که هنگام تدوین اساسنامه روی خواهد داد هم مزید بر علت خواهد شد تا این اتحادیه در آینده ای نزدیک شکل نگیرد؛ اتحادیه اروپا تا به این شکل درآمد دهه ها زمان صرف آن شد

 

منابع :

١- روزنامه اعتماد ملی ، شماره ۶٨۶ ، ١۶/۴/١٣٨٧ ، ص9

2- سایت شبکه خبر ، 24 تیر 1387

 

/ 0 نظر / 21 بازدید