سال پیامبر اعظم گرامی باد

در گذشته جامعه اسلامی گرایشی به ارزش عبادت پیدا کرده بود و می خواست ارزش های دیگر را از بین ببرد احساس می شود که بتز یک موج افراطی دیگری در حال تکون است یعنی عده ای می خواهند به گرایش های اجتماعی اسلام توجه کنند ولی گرایش های خدایی اسلام را فراموش کنند یعنی انحراف و اشتباهی دیگر. این پیش بینی متفکر چند سال گذشته کشورمان است . اگر قرار باشد از جاده متعادل اسلام خارج شویم ، چه فرق می کند که عبادتگرای جامعه گریز باشیم یا جامعه گرای عبادت گریز؟ در منطق اسلام هیچ فرقی نمی کند .

ببینید خداوند در آیه آخر سوره فتح – که آیاتی نظیر این در قرآن زیاد است – چه می فرماید : ((محمد رسول الله والذین معه اشدا علی الکفار رحما بینهم )) صحابه و تربیت شدگان پیغمبر ، چگونه هستند ؟ در مقابل دشمنان حقیقت شدید ، قوی با صلابت و محکم هستند مانند دیواری رویین که از جا تکان نمی خورد : ((ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص )). ولی این ها دو چهره دارند ، دو وجهه دارند در مقابل دشمنان حقیقت آنچنان با صلابتند ولی در میان خود یکپارچه عطوفت ، مهربانی ، یگانگی و وحدتند که از نظر قرآن یک خصلت جامعه اسلامی است . ( یعنی همان خصلتی که ما قرن ها فراموش کردیم ) . قرآن در ادامه آخرین آیه سوره فتح می فرماید :((ترئهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود)). فوراً سراغ آن ارزش خدایی می رود . همان کسانی که از نظر جامعه گرایی به آن وضع هستند در مقابل خداوند راکعند ، ساجدند ، درد دلشان را با خداوند می گویند از خدای خود ترقی و فزونی می خواهند و به آنچه دارند قانع نیستند ، می خواهند روز به روز جلوتر و پیشتر بروند ، از همه پرستش هاشان جز رضای خدا چیز دیگری نمی خواهند ، یعنی به عالیترین شکل خدا را عبادت می کنند ودر چهره ی آنان آثار عبادت نمایان است . ((ذلک مثلهم فی التورات و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطاه )) بعد برای جامعه اسلامی ، مثلی ذکر می کند که چگونه این جامعه ، جامعه ای است روینده و بالنده . می فرماید جامعه حکم یک گیاه را ارد که در اول ضعیف و کوچک است ولی بعد رشد می کند و رشد می کند ، به طوری که همه کشاورزان را به حیرت و شگفتی وا می دارد .

ببینید قرآن چطور در جای دیگر این دو گرایش را توام با یکدیگر ذکر کرده است : (( التائبون  العابدون السائحون الراکعون الساجدون )) جنبه های خدایی این دشته را ذکر می کند . تائبها ، عبادت کنندگان ، ستایش کنندگان ، روزه گیرندگان ، راکعان ، ساجدان .بلافاصله بعد از آن می گوید (( الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر )) همان ها که مصلح جامعه خود هستند و در جامعه امر به معروف و نهی از منکر می کنند.

در آیه دیگری می فرماید : الصابرین و الصادقین و القانتین و المنفقین صبرکنندگان ، مقاومت کنندگان (صبر در قرآن همیشه معنایش مقاومت است ، مخصوصاً مقاومت در میدان جنگ ) صادقان ، راستگویان راست کرداران ، انفاق کنندگان . بلافاصله می گوید (( والمستغفرین بالاسحار)) و استغفار کنندگان ر سحر . بنابراین در اسلام این گرایش ها از یکدیگر تفکیک پذیر نیست ، کسی که یکی از این ها را استخفاف کند دیگری را هم استخفاف کرده است .

در اوصاف اصحاب حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه تعبیری است که من نه فقط در یک حدیث بلکه در احادیث مختلف آن را دیده ام : ((رهبان بالیل ، لیوت بالنهار )) در شب راهبانند شب که سراغشان می روی ، گویی سراغ یک سری راهب رفته ای ولی روز که سراغشان می روی گویی سراغ یک عده شیر رفته ای . 

منبع :

 مرتضی مطهری،انسان کامل  ، 1379،چاپ بیست وسوم ، انتشارات صدرا ،   ،ص98