چند روزی است که پدر بزرگ و مادر بزرگ به علت کسالت مادربزرگ منزل ما هستند . گاه پدر بزرگ از خاطرات رجعبلی خان پدربزرگش که منشی دربار احمد شاهی بود برای ما تعریف می کند . دیشب هم خاطره ای را از آن زمان تعریف کرد و اصل حرفش این بود که رشد عظیمی ژس از انقلاب در کشور ایجاد شده است  .

روزی رجبعلی خان و احمد شاه از کاخ بیرون آمدند و احمد شاه گفت : گدا دارد چشم را کور می کند . در آن موقع کسی نبود که به او بگوید تو شاه مملکت هستی و تو باید بدانی که چرا گدا دارد چشم را کور می کند ؟ اما شاید اکنون کسی باشد که چنین حرفی را بزند.