سومین قسمت از مصاحبه بلند و اختصاصی خبرگزاری مهر با ماهاتیر محمد به رویکرد وی و دولتش در مبحث توسعه ملی مالزی و زیرساخت های آن می پردازد و بر خلاف بسیاری از نظریه ها که صنعتی شدن مالزی را هدفی برای توانمند شدن اقتصاد و درآمد ملی می دانند، وی با رد این تحلیل هدف اولیه صنعتی شدن در فرآیند توسعه ملی مالزی را تامین اشتغال مردم این کشور می داند.

خبرگزاری مهر : جناب آقای ماهاتیرمحمد شما چه زمانی  برنامه توسعه ملی را در کشورتان آغاز کردید؟ مهمترین قسمت برنامه توسعه شما  چه محورهایی بوده است و در میان آن بخشها ، جایگاه  قابلیتهای مدیریتی بخشهای خصوصی و دولتی چه بود ؟ از سوی دیگر چه زمانی نگرانی شما در مورد تحقیق و آموزش مدیریت در مالزی  به حد نگرانیهایتان در زمینه انتقال فن آوری تولید و افزایش صادرات رسید؟ این سوالات از آن جهت  مطرح می شود  که در مدل کشورهای غربی ، مدیریت توسعه  بعد از تلاشی سخت در زمینه صنعتی شدن جوامع  بدست آمده است.

 

ماهاتیرمحمد: در ابتدا یادآوری کنم  من مدیر بازرگانی نیستم ، اما قبل از آنکه نخست وزیر مالزی شوم تجربه ای محدود وشخصی در زمینه مدیریت بازرگانی داشتم، فقط یک تاجر کوچک و  مدتی هم رییس برخی شرکتهای دولتی بودم. اما خیلی سریع مسائل و مشکلات کلان مدیریتی را دریافتم. مثل این مفهوم که برنامه ریزی دولت برای توسعه ، بطور خلاصه  مدیریت دارایی ها و توانایی ها است  و  اولین نکته  در اداره کشور، ارزیابی دارایی ها و توانایی هایمان است.  چه کاری می توانیم انجام دهیم و چه چیزی بدست آورده ایم که در اداره کشور تاثیر گذار است؟

 

اینجا مایلم تاکید کنم که در حقیقت صنعتی شدن  مالزی  براساس هدفی بزرگتر یعنی ضرورت اشتغال زایی طراحی شده  است، نه با هدف  صنعتی کردن مالزی . می دانستم  جمعیت کشورمان درحال رشد است  و از طرفی  زمین کافی هم نداشتیم تا برای کشت در اختیارمردم  قرار دهیم . پس در یک نتیجه گیری ساده و اولیه صنایع تولیدی را بهترین راه برای اشتغال زایی یافتیم ، گرچه مشکل بعدی این بود که  در زمینه تولید نیزهیچ فکرو طرحی  نداشتیم . نه تجربه ای از گذشته ، نه سرمایه ای در دست ، نه توان  تکنولوژیک و نه لااقل دانشی در زمینه ایجاد بازار بین المللی ؛ به همین  دلیل بود که درهمان اوایل (پس از رسیدن به استقلال) از سرمایه گذاران خارجی دعوت به عمل آوردیم و آنها را تشویق کردیم تا در تجارتهای اشتغال زا ومولد سرمایه گذاری کنند و مردم ما هم به نیروی انسانی فعال و تولید کننده تبدیل شوند . این تنها راه ممکن بود، گرچه  اولین گام به سمت صنعتی شدن نیز به حساب می آمد.

 

 در ابتدای کار،  روند صنعتی شدن به کندی پیش می رفت و همین زمان  بود که من نخست وزیر شدم . تصورمان براین بود که مردم ما بسیار متعهدند و در صورت آموزش و مدیریت صحیح قادر خواهند بود  به تولید هر چیزی بپردازند ، بنابراین پس از اشتغال زایی تصمیم بر آن گرفتیم که صنعتی شویم . ماابتدا زمینه های اشتغال بسیاری را که نداشتیم  فراهم کردیم و آنگاه  تصمیم قاطع بر صنعتی شدن گرفتیم تا به رشد اقتصادی، ابتدا در منطقه آسیا جنوب شرقی ،  دست یابیم.

 

البته سیاست دعوت از سرمایه گذاران خارجی ادامه داشت ، اما مردم ما بزودی یاد گرفتند که چگونه خودشان تولید کنند و به داد و ستد بپردازند. از طرفی دانش و کالج  مدیریت بازرگانی نداشتیم ، لذا  تعدادی ازهموطنانمان را  به آمریکا گسیل داشتیم تا در رشته های مرتبط با مدیریت  بازرگانی به تحصیل بپردازند . آنها به کشور بازگشتند زیرا ماموریت داشتند که دانش مدیریت دولتی و بازرگانی بیاموزند و هرگز برای تفریح و تجارت به آمریکا نرفته بودند

 

 بنابراین بویژه از زمانی که من در راس کار قرار گرفتم کشورمان درمسیر تجهیز صنعتی قرار داشت. اقتصادمان درحال رشد بود. دانش مردم مان زیاد می شد و روز به روز  برتعداد مدیران دولتی کار کشته افزوده می گشت. تا اینکه ما خود مدارس وکالج های مدیریت داشتیم.

 

در مورد تجربه توسعه در مالزی، مهمترین نکته  حائز اهمیت  اعتقاد ما به برنامه ریزی است . درمنطقه جنوب شرقی آسیا ورقبای بزرگ اقتصادی که اطراف ما بودند( نظیر چین،ژاپن وکره جنوبی وهمچنین بازار جمعیتی بزرگی مثل هند وشبه قاره) ما مجبور به اداره ماهرانه یک جنگ نابرابر بودیم در غیر این صورت آنها جنگ را می بردند . بنابراین در این جنگ و برای اداره آن نظام عملیاتی خود را داشتیم .دقیقا می دانستیم که دشمن را کجا باید بیاییم و گزارشات چیست. هر هفته از چگونگی حرکتشان و اینکه چه برنامه ای برای سلطه بر ما در سر دارند، اطلاعاتی بدست آورده جمع بندی می کردیم . بنابراین راهبردی بودن تفکر نظام عملیاتی برای توسعه کشور از سوی همه پذیرفته شده بود.

 

همانگونه که در تجارت و بازرگانی نیاز به برنامه و طرح تجاری داریم درتوسعه کشور نیز به برنامه نیاز است. چه بخشهایی را باید صنعتی کنیم . ضرورت صنعتی شدن در چه بخشهایی است و چگونه کارگزاران و کارگرانمان را آموزش دهیم.

 

سوال ها و پاسخ های همه مسائل که  مربوط به توسعه کشور است ، مورد بررسی قرار گرفت و آنگاه نتایج تحلیلی برآمده ازاطلاعات به صورت یک نظام عملیاتی تنظیم شد . پس از این هنگام بود که ما می دانستیم  درهر گوشه ای از کشورمان چه می گذرد وچه باید بگذرد. در راستای برنامه ریزی  ، واحدهای مختلفی  برپا کردیم ؛ از جمله واحد برنامه ریزی اقتصادی برای برنامه های سالانه کشور و واحد همکاری اجرایی برای برنامه ریزی 5 ساله. 

 

 از آنجایی که برنامه ریزی توسعه از منظرآکادمیک نسبتا آسان است و مشکل اصلی اجرا شدن برنامه مورد نظر و چگونگی انجام آن است،  واحدی نیز برای نظارت بر اجرای برنامه ها در نظر گرفته شده که این واحد اطلاعات مربوط به ارزیابی و  چگونگی اجرای برنامه های دولت را در اختیارکابینه  قرار می دهد.  برنامه های پیشنهادی واحدها هم در  کابینه بررسی می شود. برنامه های یک ساله ، 5 ساله و حتی ما برنامه های سی ساله هم داریم که آن را برنامه دور نما می نامیم و به ما نشان می دهد که  این اقتصاد را  به کجا خواهیم برد. 

 

ما  گام به گام  در توسعه کشور ، آموزش مهارت های مختلف مردم ، تامین و  اختصاص بودجه و همچنین فراهم کردن زیربناهای  ضروری توسعه توانمند شدیم. برنامه ریزی همه اینها توسط واحد برنامه ریزی اقتصادی انجام شد، مورد تصویب کابینه قرار گرفت ، بعد بودجه مربوط به آن اختصاص داده شد ،  مسئولیتها مشخص شد ونظارت لازم هم توسط واحد نظارت ( ICU) انجام شد. اینگونه است که ما می دانیم به کجا می رویم  و نقاط ضعفمان چیست؟ برای مثال اگر سرمایه مورد نظر را در کشور نداریم ، این یک نتیجه گیری بدیهی است که راهی نداریم جز اینکه به سراغ  سرمایه خارجی برویم .

 

 ما همچنین مناطقی ازجغرافیای ملی مان که قابلیت سرمایه گذاری و رشد اقتصادی در عرصه  های مختلف  داشتند را مشخص کردیم. همچنین زیربناهای موجود اقتصادی کشورمان را مشخص کردیم. ریشه هایی که باید دوانیده شوند. کارخانجات قدرتمند و ذخایر آبی ، بنادر ، فرودگاهها، تمامی اینها جزء به جزء به روی نقشه ما آورده شده است. نمونه کوچکی از این برنامه ریزی را درهمین نقشه که مربوط به پوتراجایا پایتخت جدید سیاسی ما است ودرطول پنج سال ساخته شد، می بینید . نقشه هایی اینچنین در  نقاط مختلف کشورما  بسیار است و  این تنها یک  نقشه از زیربناهای توسعه کشور است. همه چیز در نقشه ها پوشش داده شده  و اطلاعات درج شده درنقشه ها هر لحظه به روز می شود. بنابراین ما از هرگوشه ای از کشور مطلعیم و اینگونه می توانیم  به هر بخش متناسب با نیاز واقعی اش  بودجه اختصاص دهیم و از روند اجرای برنامه های اقتصادی کشور آگاهی یابیم.