کیفت از جمله مهمترین بحث هایی است که طی چند دهه اخیر و با ابتکارات د

مینگ در زاپن نقطه تمرکز و توجه سازمان های تولیدی قرار گرفته است . اما اینکه استاندارد هایی برای شکل دهی به کبفبفت کالا بعد ها مطرح شد نیازمند تاملی فرهنگی است .

 

 

استاندارد های کیفیت که بر اساس کیفیت کالا به سازمان های با کیفیت اعطا می شود نیازمند دوره ای نسبتاً طولان برای ارتقای فرهنگ سازمانی می باشد . بدین معنی که شکل ظاهری ، عملکرد ، قابلیت دوام و تغییر ، ویژگی ها ، کیفیت درک شده و قابلیت اطمینان باید ابتدا در مدیریت سازمان ها ه عنوان راهی که منجر به به توسعه سازمان و منابع انسانی می شود درونی شده و در طی یک دورهبلند مدت در کارکنان سازمان نیز این مهم شک گیرد . صرف دستیابی به آرم های کیفیت موب بهبود کیفیت کالا نشده و تنها نوعی نمایش مثبت کاذب از محصول تولیدی را به مشتری ارائه  می دهد  .