بررسی تحلیلی دکتر علی مطهری از نامه دکتر احمدی نژاد به بوش

نامه رئیس جمهور محترم به رئیس جمهور آمریکا، گذشته از جنبه سیاسی، از جنبه انطباق با سیره انبیاء حائزاهمیت است. انبیاء الهی در دعوت خود و در مبارزه با طاغوتها ابتدا سراغ دلها و فطرتها می روند، اگر پاسخ منفی شنیدند و حجت بر آنها تمام شد، آنگاه به مبارزه عملی با آنها می پردازند. به عبارت دیگر برای وجدان و فطرت انسانی، قطع نظر از پایگاه اجتماعی انسانها که در چه طبقه ای قرار گرفته باشند، طبقه محروم یا برخوردار، مستضعف یا مستکبر، اصالت قائل اند و از توبه و بازگشت مستکبران نیز ناامید نیستند. از نظر انبیاء و اولیاء الهی هر طاغوتی، گذشته از انسانهایی که در بیرون وجود خود، آنها را به بند کشیده، انسان فطری خود را نیز در درون به بند کشیده است، لذا ابتدا سراغ آزاد کردن آن انسان فطری می روند و در این مأموریت خود نیز توفیقها داشته اند و از طبقه مترف و مستکبر سربازگیری کرده اند. نمونه آن مؤمن آل فرعون و زن فرعون است که علیه طبقه خود و ارزشهای آن شوریدند و به ندای پیامبر زمان خود پاسخ مثبت دادند.

پیامبر اعظم اسلام«ص» در دعوت سران مستکبر قریش که از اشراف و طبقه مترف بودند ابتدا از نیروی تذکر، موعظه و برهان استفاده کرد. موسی علیه السلام دعوت خود را با تذکر و موعظه فرعون آغاز کرد و ابتدا سراغ ستیز و مبارزه نرفت. قرآن کریم خطاب به موسی می فرماید: «برو به سوی فرعون که او طغیان کرده است و به او بگو: آیا نمی خواهی پاکیزه شوی و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا خشنود گردی؟» موسی علیه السلام در درجه اول می رود اسیر درونی فرعون را علیه فرعون بشوراند و در حقیقت می رود فرعون فطری را علیه فرعون اجتماعی بشوراند.

شهید آیت الله مطهری می گویند: «قرآن برای هدایت، ارشاد، تذکر، موعظه، برهان و استدلال منطقی (حکمت) ارزش و نیرو قائل است. از نظر قرآن این امور می توانند انسان را دگرگون سازند و مسیر زندگی او را تغییر دهند، شخصیتش را عوض کنند و انقلاب معنوی در او ایجاد نمایند.» همچنین می فرمایند: «قرآن به حکم اینکه به اصالت فطرت قائل است و در درون هر انسانی، حتی انسانهای مسخ شده ای مانند فرعون، یک انسان بالفطره که دربند کشیده شده سراغ دارد، برای مسخ شده ترین انسانها امکان جنبش در جهت حق و حقیقت، ولو امکانی ضعیف قائل است. از این رو پیامبران خدا مأمورند که در درجه اول به پند و اندرز ستمگران بپردازند که شاید انسان فطری دربند کشیده شده در درون خود آنها را آزاد سازند و شخصیت فطری آنها را علیه شخصیت پلید اجتماعی آنها برانگیزند، و می دانیم که در موارد فراوانی این موفقیت دست داده است که نامش توبه است.»

با این نگاه، ابتکار نامه نگاری به سران قدرت های بزرگ و ابلاغ پیام اسلام به آنها یک ابتکار قابل تمجید است، خصوصاً که در محتوای آن اعتماد به مکتب خود و عدم خودباختگی نسبت به فرهنگ غربی موج می زند. بدون شک اگر این نامه در دولت قبلی ارسال می شد حاوی تعریف و تمجید از مکتب لیبرال دموکراسی و دموکراسی غربی می بود و نقض غرض می شد. در این نامه که با درس آموزی از رسول اکرم«ص»، در نامه نگاری آن حضرت به سران قدرتهای بزرگ نوشته شده، از این آیه قرآن به نحو احسن استفاده شده است که: «ای پیروان کتابهای آسمانی، بیایید حول چیزی که نسبت آن با ما و شما مساوی است گردآییم و آن اینکه جز خدای یگانه را پرستش نکنیم و برای خدا شریک قائل نشویم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا ارباب خویش نگیرند.»

برخلاف آنچه که برخی شرق شناسان ادعا کرده اند، نهضت اسلام با ابلاغ پیام الهی به دلها پیش رفته است نه با شمشیر. داستان ملاقات جعفربن ابیطالب و همراهانش با نجاشی پادشاه حبشه و تأثیری که بر او گذاردند و داستان ملاقات نماینده مسلمانان با رستم فرخزاد فرمانده سپاه ایران مشهور است. در این ملاقات یکی از هدف های اسلامی از سوی نماینده مسلمانان به این صورت بیان شد: «آزاد ساختن بندگان خدا از بندگی انسانهایی مانند خود.» بدون شک دنیای امروز به این پیام بیش از هر زمان دیگر محتاج است و این پیام در نامه رئیس جمهور به خوبی بیان شده است.

ممکن است بوش رئیس جمهور آمریکا به این نامه پاسخ ندهد و البته جز اعتراف به اشتباهات غرب و توبه و بازگشت به راه خدا پاسخ درست دیگری نخواهد داشت. اما قطعاً این نامه در روح و فطرت او بی تأثیر نخواهد بود و افکار عمومی غربیان می توانند مخاطبان اصلی این نامه باشند و باید منتظر آثار آن در آینده باشیم.

 

منبع :

 

 پایگاه خبری عارف نیوز http://www.arefnews.com/NewsBody.aspx?ID=1607