می دانیم که عالم وجود دارای مراتبی است . یعنی هر موجودی که در این عالم وجود دارد از نظرمرتبه ی وجودی در مرتبه ای از این عالم قرار دارد . نیز می دانیم که دگر خواهی یکی از

صفات اخلاقی پسندیده و بالاتر از خودخواهی مباشد . اما هیچ وقت دانستن اینکه دگرخواهی که روح خدمت از آن سرچشمه می گیرد برای ما ضمانت اجرایی برای خدمت نبوده است . با توجه به اینکه دگر خواهی از نظر مرتبه وجودی بالاتر از خودخواهی است پس خدمت هم بالاتر از منفعت است و این شامل ظاهر و باطن می شود . مثلا حیوان از نظر مرتبه ی وجودی از حیوانات بالاتر است امااین امکان وجود دارد که با اعمال خود مرتبه ی وجودی خود را از حیوانات پایین تر بیاورد مطلب دیگر اینکه موجودی که در سطح بالاتری از مراتب وجود قرار دارد از توانایی ها و ادراکات بالاتری برخودار است مثلا خداوند متعال که بالاترین مرتبه ی وجودی است دارای بالاترین توانایی ها در این عالم می باشد بحث من در اینجا این است که کسی که خدمت می کند در حقیقت به بالاترین مراتب وجود چنگ می زند پس در نتیجه فردی که به خدمت رو می آورد در حقیقت به توانایی بالاتر رو آورده است و در نهایت از نظر ظاهری و باطنی در جای بالاتری نسبت به دیگران قرار می گیرد .  نکته مهم این است که شاید آثار خدمت  از نظر ظاهری در کوتاه مدت قابل تشخیص نباشد اما در بلند مدت خدمت موجب اقتدار فرد که پایه ای محکم برای بالا رفتن اجتماعی اوست خواهد شد .