راهکار وحدت کثرت گرایی و حصر گرایی

 

مقدمه

 

شمول گرایان از یک سو همانند حصر گرایان بر این باورند که تنها یک راه برای رستگاری وجود دارد و این راه نیز صرفا در یک دین خاص قابل شناسایی است. البته همه می توانند در این راه قدم بگذارند، اما تنها به شرطی که به ضوابط مطرح شده در آن دین حق گردن بنهند یا در طریق رستگاری بخشی که آن دین پیش می نهد ، سالکان صادقی باشند.

از سوی دیگر ، شمول گرایان همانند کثرت گرایان معتقدند که خداوند و لطف و عنایت او به انحای گوناگون ، در ادیان مختلف تجلی یافته است. هر کسی می تواند رستگار شود، حتی اگر از اصول اعتقادی آن دین حق ، چیزی نشنیده و بی خبر باشد. به این ترتیب، شمول گرایی از حصر گرایی فراتر می رود، زیرا به رغم پذیرفتن این مدعای حصرگرایانه که یک دین خاص، حق مطلق است، می پذیرد که پیروان سایر ادیان نیز ، به دلیل آنچه در همان دین حق محقق شده است، می توانند رستگار شوند.

روایت آرنولد توین بی از شمول گرایی این است که طرز تلقی مسیحیت نسبت به سایر ادیان باید تا حدودی حاوی این اعتراف باشد که آنها چیزی را که درست و حق است ، متجلی می سازند و منشأ الهی دارند و نور معنوی ای که از آنها ساطع است از همان منبعی اخذ شده که نور معنوی مسیحیت از آن سرچشمه گرفته است.تجلی ای که از طریق سایر ادیان به بشر عرضه شده است با تجلی ای که از طریق مسیحیت ارائه می شود تفاوت رتبی دارد ، نه نوعی.

در دایره تبیین شمول گرایانه از تنوع ادیان ، به عنوان مثال ، یک مسیحی، مسیحیت را یگانه دین حق می شمارد و کسانی را که زندگی شان نشان دهنده لطف خداوند است، مسیحیان بی عنوان می خواند. در این مقام هر کس می تواند مدعی شود که دین خودش ، دین مطلق و حق است، هر چند که در سایر ادیان نیز حقایق مهمی وجود دارد. بخشی از حقایقی که در دین حق به وضوح بیان شده ، در سایر ادیان به نحو ضعیف و مبهمی مطرح گردیده است و از آنجا که همه آموزه ها و آداب دینی همه ادیان نمی توانند تواما صحیح باشند، انتقاد بین الادیانی ضرورت دارد.

 

 

 

 

 

بحث :

 

کارل رانر وشمول گرایی دینی

کارل رانر (1984-1904) متکلم کاتولیک از طرفداران این نظریه است.وی معتقد بود که مسیحیت یک دین مطلق است و از هیچ طریق دیگری نمی توان رستگار شد. کلمه منحصر به خداوند در عیسی تجسد یافت، و مسیحیت نه تنها ما را با این کلمه منحصر به فرد آشنا ساخت ، بلکه زمینه اجتماعی لازم برای حضور عیسی مسیح در میان انسانها را نیز فراهم آورد. به این ترتیب خداوند این امکان را فراهم آورد که همه ، حتی آنان که در متن مسیحیت تاریخی نزیسته اند، متحول شده با خداوند آشتی نمایند.

·       رانر، اظهار می دارد که مسیحیت گرچه به لحاظ تاریخی، با عیسای ناصری آغاز شد ، یک پیش تاریخ نیز دارد. بنابر عهد جدید در دوران پیش از مسیحیت ، بسیاری از اسرائیلیان و پیروان سایر ادیان ظاهرا در نتیجه ایمان خویش، و واقعا به دلیل اطاعت از مسیح موعود، نجات یافتند. این مطلب را می توان در مورد پیروان کنونی سایر ادیان نیز صادق دانست. برای بسیاری از کسانی که به فرهنگ های دیگر تعلق دارند و هرگز تعالیم مسیحیت را نشنیده اند، این دین یک نیروی تاریخی محسوب نمی شود؛ پس آنان در همان وضعیتی قرار دارند که انسانهای پیش از مسیحیت قرار داشتند .

·         از آنجا که خداوند مایل است همه انسانها را نجات دهد ، خردپسندتر آن است که بگوییم که خداوند همان لطف و عنایتی را به ایشان خواهد کرد که به انسانهای پیش از مسیحیت کرده بود. رانر چنین افرادی را مسیحیان گمنام یا بی نام و نشان می خواند. زیرا به رغم آنکه ایمان مسیحی آشکاری ندارند، آگاهانه یا ناآگاهانه در جستجوی خداوندند و او را می پرستند. در این جا قانون همه یا هیچ حاکم نیست. لطف و رحمت خداوند به درجات گوناگون شامل حال پیروان همه ادیان می شود، هر چند که صرفا عهد جدید است که مرز نهایی میان حق و باطل را معین نموده است و خداوند نیز صرفا در عیسی مسیح به نحوی رستگاری بخش تجلی یافته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

نقد شمول گرایی دینی
 

·       این پرسش می تواند مطرح شود که اگر افراد می توانند بدون اطلاع از سنت و آیین مسیحیت ، رستگار شوند، چه لزومی دارد که آنان را مسیحیان گمنام و ناشناس بخوانیم؟ چرا باید بکوشیم دین آنها را تغییر دهیم؟ چرا نباید آنها را ترغیب کنیم که همچنان بر اساس دانسته ها و باورهای خویش در زندگی خود تحولی بیافرینند؟

o     پاسخ رانر به این پرسش این است که یکی از مراحل تکامل ایمان مسیحی گمنام و ناشناس این است که آنان را از آنچه ایمانشان واقعا معطوف به آن است، آگاه سازیم و پایه و اساس واقعی ایمانشان را به آنان بنمایانیم. زیرا کسانی که درکشان از مسیحیت ، روشن تر ، خالص تر و موثر تر است ، به شرط یکسان بودن سایر شرایط ، بیش از مسیحیان گمنام ، مجال رستگاری دارند.

·       سایر شمول گرایان در پاسخ به سوالات فوق می گویند: مومنان از آن رو باید نسبت به پایه و اساس رستگاری خود معرفت یابند که اساس رهایی و رستگاری محصول معرفت است. به همین دلیل وظیفه داریم مسیحیان بدون عنوان را از پایه و اساس رستگاریشان آگاه سازیم.

·       سئوال دیگری که مطرح شده این است که در جهان ادیان متعددی وجود دارد که هریک خود را دین مطلق و برحق می داند، و تئوری شمول گرایی در مورد هر یک از آنها قابل طرح است. در این صورت چگونه می توان فهمید که ادعای کدامیک از آنها حق است ، تا همان معیار نجات و رستگاری به شمار آید.

o     عده ای پاسخ این پرسش را در این دیده اند که مشخص کنند خداوند در کجا به نحوی ویژه جلوه گر شده است؟ ولی این پاسخ ، راه حل مشکل نیست ؛ بلکه فقط آن را یک گام به عقب برده است. زیرا اگر امثال رانر و کارل بارث بر این باورند که خداوند در عیسی مسیح علیه‌السلام تجسد یافته است ، مسلمانان نیز معتقدند که حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بشر را با کامل ترین تجلی خداوند آشنا کرده است، و قرآن او کامل ترین تجلی هدایت الهی است و ...

o     عده ای دیگر راه حل این مشکل را مطالعه زندگی بنیانگذاران ادیان دانسته اند ، تا به این وسیله بتوان برتریهای اخلاقی و هدایتگری آنان را شناخت و آن را معیار برتری دین و آیین آنان دانست. برخی دیگر مطالعه سنن و رخدادهایی را که در تاریخ ادیان و بر اساس تعالیم و آرای بنیانگذاران ادیان پدید آمده است، ملاک داوری برای تشخیص برتری ادیان دانسته اند.

·       ولی این دو راه نیز چندان استوار به نظر نمی آید. زیرا راه نخست در گرو داشتن آگاهی های کافی از تاریخ زندگی بنیانگذاران ادیان مختلف است، که در مورد همه آنان چنین منبع موثق و مستندی در دست نیست ، چنانکه نمی توان همه رخدادهایی را که در تاریخ یک دین و آیین پدید آمده صرفا الهام گرفته از تعالیم و آرای بنیانگذاران ادیان و مذاهب شمرد، آری در مواردی که سرچشمه حوادث و رویدادهای اجتماعی و تاریخی صرفا تعالیم و برنامه های ادیان بوده است، می توان آن را ملاک داوری دانست؛ ولی حصول چنین معرفتی چندان آسان نیست.

·       بهترین و کارآمدترین راه در این عرصه، بررسی عقلانی مدعیات و معتقدات ادیان است. بر این اساس می توان: اولا : صدق و کذب آن دعاوی و عقاید را ارزیابی کرد؛ ثانیا : در مقام مقایسه میان ادیان برآمد و احسن و اکمل را شناخت.

·       این معیاری است که قرآن کریم برآن یادآور می شود که اولا: طریق و آیینی که پیامبر اکرم و پیروان راستین او می پیمایند بر منطق و بصیرت استوار است: « قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره أنا و من اتبعنی ، یوسف ، 108» بگو این است راه من که خود و پیروانم ، دیگران را با بصیرت و آگاهی به سوی خدا دعوت می کنیم.و ثانیا : از دیگران می خواهد تا بر درستی مدعای خود برهان بیاورند: « قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین » قرآن کریم این منطق را در برابر مشرکان و بت پرستان نیز مطرح کرده می فرماید: « ءإله مع الله ، قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین ، نمل ، 64» آیا با خدا ، خدای دیگری هست ، بگو برهان خود را بر این مدعا بیاورید ، اگر راست می گویید.

·         و هم در مورد اهل کتاب ( یهود و نصارا) که هریک پیروی از آیین خود را یگانه راه نجات و هدایت می دانست: « و قالوا لن یدخل الجنه الا من کان هودا او نصاری ، تلک أمانیهم ، قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین ، بقره ، 111» اهل کتاب گفتند: جز کسی که یهودی یا نصرانی باشد، داخل بهشت نخواهد شد؛ این آرزوی آنهاست. بگو اگر راست می گویید ، برهان خود را بر این مدعا بیاورید.در هر حال شمول گرایی با این تفسیر مورد قبول نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه :

 

 تفسیر درست شمول گرایی دینی

·       نظریه شمول گرایی به این معنا که هر کس در هر کجای عالم و دارای هر نژاد و ملیتی که باشد، با پیروی از شریعت اسلام می تواند به رستگاری و نجات برسد، نظریه‌ای استوار و پذیرفته است؛ البته این مربوط به دوران پس از نبوت پیامبر گرامی اسلام است. در عصر پیامبران پیشین نیز هر کس در هر جا و با هر نژاد و ملیتی که از شریعت آنان پیروی کرده باشد، راه نجات را پیموده جزو رستگاران خواهد بود.

·       بنابر این شرط اصلی رستگاری بشر در طول تاریخ دو چیز بوده است:

o     الف : ایمان به خدا ، نبوت و شریعت های الهی .

o     ب: عمل خالصانه و و پیروی صادقانه از آن شریعت ها

این است مفاد این آیه که می فرماید : « ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخره و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون، بقره ، 62» کسانی که به آیین اسلام ایمان آورده اند و یهود و نصاری و صابئین هر گاه ایمان راستین به خدا و فیامت داشته و عمل صالح انجام داده اند اجر و پاداش آنان نزد خدا محفوظ است و نه از عذاب قیامت بر آنان بیمی است و نه اندوهگین می شوند. در این آیه زمان قید نشده ولی از آن حجیت اعتبار ادیان یاد شده است. در عصر رسالت استفاده نمی شود زیرا اطلاق آن مقید می گردد و مفاد آن ، این خواهد بود که صرفا خود را مسلمان و یا یهودی و یا نصاری و یا صابئی نامیده مایه رستگاری نیست . نجات و رستگاری در گرو دو چیز است : ایمان حقیقی و عمل صالح و عمل صالح در هر زمان در گرو پیرو آن شریعت الهی مخصوص آن زمان است .

·         اما در مورد کسانی که به شریعت های الهی ایمان نیاورده و در عین حال کارهایی انجام داده اند که مطابق با شریعت های الهی بوده است، هرگاه ایمان نیاوردن آنان نه از سر آگاهی و عناد ، بلکه از روی عدم آگاهی از آن شریعت ها و یا غفلت از آنها بوده و در اعمال نیکی که انجام داده اند، رضای خدا را در نظر داشته اند، می توان گفت در مورد آن اعمال مستحق پاداش خواهند بود. اما اعمالی که مخالف شریعت های آسمانی بوده و او به قصد طاعت انجام داده است، آنچه می توان در این باره گفت این است که او در این عمل خلاف، معذور است و قطعا کیفر داده نخواهد شد ولی به لحاظ کاری که انجام داده شایستگی پاداش را ندارد گرچه ممکن است به لحاظ نیت نیک و حسن فاعلی ( نه حسن فعلی) مورد لطف و کرم خداوند قرار گیرد. این مطلب در زمان پس از بعثت پیامبر اسلام علیه‌السلام نیز در مورد پیروان سایر ادیان الهی صادق است.

 

 

 

 

منابع

·       علامه محمد حسین طباطبایی ، ج1 ، ص 193

·       استاد مطهری ، عدل الهی ، ص 378- 374

·         علی ربانی گلپایگانی ، تحلیل و نقد پلورالیسم دینی ، ص 50- 48

·       مایکل پترسون و دیگران ، عقل و اعتقاد دینی ، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی ، ص 418- 414

·       گلین ریچاردز ، به سوی الهیات ناظر به همه ادیان ، ترجمه رضا گندمی نصرآبادی و احمد رضا مفتاح ، ص 75- 74

·         ماهنامه اندیشه حوزه ، سال نهم ، شماره ششم ، ص 12

·         مایکل پترسون و جمعی از نویسندگان ، عقل و اعتقاد دینی، ص 417-414

·       میرچا الیاده ، دین پژوهی ، ص 303- 302

·         علی ربانی گلپایگانی ، نقد و تحلیل پلورالیسم دینی ، ص 36

·         مایکل پترسون و جمعی از نویسندگان ، عقل و اعتقاد دینی، ص 419-414

·       میرچا الیاده ، دین پژوهی ، ص 303- 302

·       علی ربانی گلپایگانی ، نقد و تحلیل پلورالیسم دینی ، ص 40-36