بررسی  عملکرد جمهوری اسلامی در دستیابی به آزادی عقیده

 


برگرفته از کتاب پیرامون جمهوری اسلامی استاد مطهری

 

 

چکیده :

 

سالگرد شهادت متفکر شهید استاد مطهری یادآور روز های مجاهدت برای دستیابی به ارزش ها و هدف های بزرگی چون آزادی است . آزادی که او و همرزمانش در عرصه ی فرهنگی همچون دکترعلی شریعتی و دیگران  چندین سال برای دستیابی به آن به فعالیت مداوم پرداختند . این مقاله با بررسی وقایع کنونی کشورمان و با استناد به بیانات محکم استاد ارجمند و متفکر شهید مرتضی مطهری که در پاییز 1348 در حسینیه ارشاد تهران ایراد شده است وپس از انقلاب اسلامی توسط انتشارات صدرا در کتاب پیرامون جمهری اسلامی جمع آوری شد به بررسی عملکرد جمهوری اسلامی در دستیابی به آرمان آزادی تفکر می پردازد .

 

مقدمه :

 

مسئله اینکه بشر در چه چیز هایی باشد آزاد باشد و در چه چیز هایی نمی تواند آزاد باشد و اصلا فکر آزادی درباره ی آنها غلط است ، اینست : بعضی چیز هاست که اصلا اجبار بردار نیست یعنی نمی شود بشر را مجبور کرد که آن را داشته باشد ، خود موضوع قابل اجبار نیست ، اگر تمامی قدرت های مادی جهان جمع شوند و بخواهند با زور آنرا اجرا بکنند قابل اجرا نیست . مثلا محبت و دوستی . اگر یک فرد فرد دیگر را دوست نداشته باشد ، آیا به زور می شود او را دوستدار و عاشق وی کرد ؟ چنین چیزی محال است . اگر تمام قدرت های جهان جمع شوند و بخواهند یک فرد را که فرد دیگر را دوست ندارد ، به زور دوستدار او بکنند ، امکان ندارد ، زیرا این قلمرو ، قلمرو زور نیست . برعکس ، اگر کسی کسی را دوست دارد باز بازور نمی توان آن دوستی را از دل او بیرون آورد .

یکی از چیز هایی که خودش طبعا زور بردار نیست و چون زور بردار نیست موضوع اجبار در آن منتفی است ایمان است . آنچه که اسلام از مردم می خواهد ایمان است نه تمکین مطلق اعم از آنکه ایمان داشته باشند یا ایمان نداشته باشند ، آن به درد نمی خورد ، نمی تواند پایدار بماند ، تا زور هست باقی است .، زور که رفت آن هم منتفی می شود و به انتفا علت خودش . قرآن کریم همیشه دم از ایمان می زند و حتی در موردی که عده ای از اعراب بادیه نشین آمدند ادعا کردن که ما هم ایمان آوردیم . خطاب به پیامبر صلی الله می فرماید به اینها بگو شما نگویید ما ایمان آوردیم ، ((قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم )) شما همینقدر می توانید بگویید ما اسلام آوردیم یعنی یک اسلام ظاهری ، اما نمی توانید بگویید ما ایمان آوردیم . پیغمبر از مردم ایمان می خواهد . اسلام فقط اثرش این است که همینقدر که کسی اظهار اسلام بکند ، شهادتین را بگوید ، مسلمین از جنبه اجتماعی می توانند او را در زمره خودشان حساب کنند و از نظر حقوق اجتماعی مساوی خودشان بدانند . یعنی اگر مرد است می توانند به او زن بدهند ، اگر زن است در شرایطی می توانند با او ازدواج بکنند و همچنین سایر احکام حقوقی ای که افراد مسلمان نسبت به یکدیگر دارند . اما آیا اسلام فقط آمده است که یک اجتماع اسلامی که از مقررات اسلامی تمکین بکند ایجاد کند ؟ نه ، این یک مرحله است . اسلام آمده است ایمان عشق ، محبت در دلها ایجاد کند . ایمان را که نمی شود به زور به کسی تحمیل کرد . آیه لا اکرا فی الدین قد التبین ارشد من الغی  شاید غیر از آن جهتی که در هفته پیش عرض کردم ناظر به این جهت است که تو از مردم ایمان می خواهی ، مگر با اجبار هم می شود کسی را با حکمت دعوت کن ادع الی السبیل ربک بالحکمه و الوعظه الحسنه مردم را با دلیل و منطق دعوت کن تا روح و قلب آنها را خاضع بکنی ، تا عشق و محبت در دل آنها ایجاد کنی . در آیه دیگر می فرماید (( فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر)) ای پیغمبر ! وظیفه تو ابلاغ و یادآوری است ، تو که مسلط بر این مردم نیستی که بخواهی به زور آنها را مومن و مسلمان بکنی . پس از بعضی لز موضوعات است که خود آن موضوعات زور بردار نیست . طبعا در این گونه مسائل مردم باید آزاد باشند ، یعنی امکانی غیر از آزادی وجود ندارد .

 

بحث:

 

همان طور که مشاهده کردید استاد مرتضی مطهری در بیانات خود همواره بر آزادی عقیده در ایمان به خدا تاکید کردهاند ایشان بیان کرده اند که ایمان اجباری هرگز نتیجه بخش نخواهد بود و افراد ممکن است اسلام اجباری داشته باشند اما ایمان قلبی اجباری امکان پذیر نیست . 

در بررسی عملکرد جمهوری اسلامی در ایجاد آزادی های مشروع  خاطرات تلخی در ذهنمان نمایان می شود که تازه ترین آنها واقعه تاسف بار تخریب حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی به دستور برخی از مراجع عظام تقلید بود . همان طور که می دانیم و در قانون اساسی نیز آمده است پس از آزادی فردی مهم ترین آزادی ها آزادی عقیده است . با توجه به مستندات فراوانی که دراویش نعمت اللهی از منصوبیت خود توسط امام عصر (ع) در زمان غیبت صغری ایشان دارند همچنان عده ای که متاسفانه برخی از علما نیز جز این گروه می باشند بر اشتباه بودن رویه متصوفه و سالکین گنابادی تاکید می ورزند درصورتی که تمامی این مسائل در زمان مراجع تقلید  گذشته از جمله حضرت آیت الله گلپایگانی حل و فصل شده است . چنانکه جناب حاج هبه الله جذبی  در پاسخ به نامه حضرت آیت الله گلپایگانی مبنی بر یک سری سوالات که موجب منفور شدن و مبغوض شدن یک عده مومن حقیقی است می فرمایند : این مومنین دسته جداگانه ای نیستند که آنان را از جرگه مسلمین جدا کرده و حکمی درباره آنان صادر نمود همان طوری که در میان مسلمین جمعیت هایی به نام اسلام و ترویج تشیع تاسیس و درصدد نشر و ترویج عقاید و احکام اسلامیه و تربیت جوانان می باشند ، اینان هم جمعیتی هستند که جز تشویق و ترغیب در اجرای احکام اسلامیه و منع از اخلاق فاسده و هواهای کاسده منظوری ندارند و در ضمانت این مطلب دستورات و اصول رویه سلسله نعمت اللهیه  و و احترامات بزرگان متقدم فقهای شیعه مثل نور الله شوشتری ، فیض کاشانی  ، مرحوم مجلسی و ازمیان متاخران بزرگانی مثل مرحوم میرزای شیرازی و شیخ مرتضی انصاری کافی است .

 

نتیجه :

 

با توجه به اصل 23 قانون اساسی  که می گوید: ((تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد )) . جمهوری اسلامی تاکنون نتوانسته است به خوبی به آرمان های خود نزدیگ شود . اسلامی که رشته تقلید را پاره کرده است و می گوید من اصول دین را بدون آنکه آزادانه آن را درک کرده باشید نمی پذیرم ، چنین مکتبی آیا اصلا امکان دارد که مردم را مجبور به اینکه بیایید اسلام را به زور بپذیرید ؟ همین طور که در عمل هم نکرد .

منابع :

1- مطهری ، مرتضی ، پیرامون جمهری اسلامی ، انتشارات صدرا ، چاپ چهارم ، 1367

2- جذبی ، هبه الله ، رساله باب ولایت و راه هدایت ، انتشارات حقیقت ، چاپ اول 1381

3-شعبانی ، قاسم ، حقوق اساسی و ساختار حکومت جمهوری اسلامی ایران ، انتشارات اطلاعات ، چاپ پانزدهم ، 1383

4- فرمان ماه ربیع الاول حضرت آقای مجذوب علیشاه قطب طریقت نعمت اللهی سلطانعلیشاهی

  • دوست عزیز در صورت استفاده از مطالب وبلاگ حتما منبع را ذکر نمایید .