هو
121
حضرت آیت الله خامنه ای
مقام معظم رهبری ایران

با سلام، مرحوم آیت الله خمینی (ره) در صفحه 167 کتاب آداب الصلوه در اخطار به منکرین اهل عرفان و تصوف و قانعین به شریعت مقدس می نویسند: "و کسانی که دعوت به صورت محض می کنند و مردم را از آداب باطنیه باز می‌دارند و گویند شریعت را جز این صورت و قشر معن? و حقیقی نیست، شیاطین طریق الی الله و خارهای راه انسانیتند و از شر آنها باید به خدای تعال? پناه برد که نور فطرت الله را که نور معرفت و توحید و ولایت و دیگر معارف است در انسان منتفی می کنند و حجابهای تقلید و جهالت و عادت و اوهام را به روی آن می کشند و بندگان خدای تعالی را از عکوف به درگاه او و وصول به جمال جمیل او باز می دارند و سد طریق معارف می نمایند و قلوب صافی بی آلایش بندگان خدا را که حق تعالی با دست جمال و جلال خود تخم معرفت در خمیره آنها پنهان فرموده و انبیاء عظام و کتب آسمانی را فرستاده برای تربیت و تنمیه آن، به دنیا و زخارف آن و جهات مادی و جسمانی و عوارض آن متوجه می کنند و از روحانیات و سعادات عقلیه منصرف می کنند و حصر عوالم غیب و جنتهای موعوده را می نمایند به همان مأکولات حیوانیه و مشروبات و منکوحات و دیگر از مشتهیات حیوانی . اینها گمان کنند که حق تعالی این همه بسط بساط رحمت فرموده و با این همه تشریفات کتابها نازل نموده و ملائکه الله معظم فرو فرستاده و انبیاء عظام مأمور فرموده برای اداره کردن بطن وفرج . غایت معارفشان این است که بطن و فرج را در دنیا حفظ کن تا به شهوات آن در آخرت برسی . آن قدری که اهمیت به جماع پانصد ساله می دهند به توحید و نبوات نمی دهند و تمام معارف را مقدمه تعمیر بطن وفرج می دانند و اگر حکیمی الهی یا عارفی ربانی به روی بندگان خدا بخواهد دری از رحمت باز کند و ورقی از حکمت الهی بخواند، از هیچ نسبت و بد گویی و فحش و تکفیری به او خودداری نمی کنند".
انتظار می رود حضرتعالی به عنوان رهبریت نظام اسلامی، اخطار به منکرین عرفان نموده و جلوی فتاوی به ناحق و اعمال سلایق شخصی و تعصبات غیر معقول نسبت به تصوف و عرفان را گرفته و اجازه ندهید لکه ننگ این فتاوا بر دامن اسلام در حکومت اسلامی بماند و دست شیاطین طریق الی الله و خارهای راه انسانیت را که تحت عناوینی چون حزب حجتیه و حزب کمونیست در وزارت اطلاعات ایران نفوذ کرده اند، از این ملت و مملکت کوتاه نمائید، چرا که وقتی خبر در آوردن خلخالی از پای زنی یهودی برای علی بن ابیطالب آوردند، آرزوی مرگ نمود و هرگز سکوت را در برابر این جنایت روا ندانست.
                                                                               جمعی از دراویش گنابادی