بینش اسلامی به موضوع

1- این که نرخ سود و یا نرخ بهره چه اندازه باشد ، پاسخ آن در نظامات مختلف فکری و به تبع آن اقتصادی متفاوت است و تعیین و اندازه آن تابع شرایط و قراردادهای پذیرفته شده ای است که حتی اگر قابل خدشه باشند لیکن مقبول افتاده اند و از تجربه بسیار برخوردار شده اند. در نظام اقتصادی سرمایه داری نظام بانکی با پذیرش «پول» مردم به عنوان سپرده و «قرض یا وام» دادن آن به متقاضیان از آنها «بهره» دریافت می کند. بخشی از این «بهره» را به «صاحبان پول» یا «سپرده گذاران» می دهد و بقیه را خود تصاحب می کند. میزان بهره را هم «بازار پول» تعیین می کند که متاثر از کارکرد آزاد تقاضا برای پول و عرضه پول است.

معمولا هم «نرخ بهره» اندکی از «نرخ تورم» بیشتر است تا سپرده گذار احساس نکند در گذر زمان «بهره منفی» دریافت کرده است و بدین ترتیب برای پس انداز و سپرده گذاری در بانکها انگیزه کافی دارد.

2- در نظام اقتصادی اسلام و از جمله در نظام بانکی جمهوری اسلامی ایران که از نظر قانونی بدون «ربا» است و باید در عمل هم کاملا بدون ربا شود ، پول مردم قرض داده نمی شود بلکه مردم در سپرده های سرمایه گذاری بانک را به عنوان وکیل خود انتخاب می کنند تا پول آنها را به سرمایه تبدیل کند و از طریق سرمایه گذاری مستقیم و یا مشارکت در سرمایه گذاری دیگران سود دریافت کند و به صاحب پول تحویل دهد و در ازای آن مبلغ مورد توافقی به عنوان حق الوکاله دریافت دارد. در این نظام بانکی بهره یا ربا وجود ندارد و سود ماهیتی کاملا متفاوت از بهره یا ربا دارد. لزومی هم ندارد که نرخ سود با نرخ تورم مقایسه شود زیرا در نرخ سود نرخ تورم هم جا خوش کرده است یعنی در دوران تورمی سود بیشتر و در دوران غیرتورمی سود کمتری حاصل می شود.

3- متاسفانه دو گروهی که به موضوع سود بانکی پرداخته اند از کاستی های عمده ای در ادراک بانکداری بدون ربا بهره مند هستند یعنی هم آنان که به میزان بسیار وسیع و در مطبوعات مختلف و سخنرانی ها از لزوم تبعیت نرخ سود از نرخ تورم صحبت کرده اند و هم آنان که از لزوم کاهش نرخ سود بانکی سخن به میان آورده اند هر دو دچار اشتباه بوده اند. قائلین به لزوم بالاتر بودن نرخ سود از نرخ تورم به بهانه حفظ قدرت خرید سپرده گذار دچار اشتباه متدلوژیک خلط بین بهره و سود شده و گفته اند چون در نظام های مبتنی بر بهره ، نرخ بهره از نرخ تورم بیشتر است پس باید در نظام بانکی ، هم نرخ سود (توجه کنید که نمی گویند نرخ بهره) از نرخ تورم بیشتر باشد ، اینان درواقع ماهیت سود را با بهره یکسان فرض کرده اند در حالی که در ادبیات اقتصادی بهره عبارت از قیمت پول در بازار پول و سود عبارت از مابه التفاوت درآمد از هزینه است.

این مجموعه از اظهارنظرکنندگان عمدتا منتقد بحث ، مباحث مربوط به ممنوع بودن دریافت بهره در اسلام را از طریق تغییر نام بهره به سود به قالب سیستم فکری مبتنی بر بهره برده اند و آن را مصادره به مطلوب کرده و همان مباحث نظام های ربوی را به نظام غیرربوی تسری داده اند و متاسفانه به پشتیبانی حامیان انتشاراتی ، از یک مقوله ناسازگار با بانکداری بدون ربا تحت عنوان بحث علمی دفاع گمراه کننده می کنند. این در حالی است که قائلین به لزوم کاهش نرخ سود بانکی بدون توجه به منطق بانکداری بدون ربا از کاهش نرخ سود حمایت می کنند و بدین ترتیب نشان می دهند که به ادله معطوف به حرمت «ربا» بی عنایت هستند. آنچه در بانکداری بدون ربا اهمیت دارد آن است که چون در قراردادهای مشارکتی برای سرمایه گذاری سود و در نتیجه نرخ سود بعد از به ثمر رسیدن پروژه مورد سرمایه گذاری و کسر هزینه های مربوط به تولید از درآمدهای ناشی از تولید و کسر استهلاک و... تعیین می شود لذا مبلغ و اندازه آن از پیش قابل تعیین نیست و ممکن است میزان آن کم و یا زیاد شود. لذا نه می توان از لزوم افزایش آن و نه از لزوم کاهش آن صحبت کرد بلکه آنچه در بانکداری بدون ربا مطرح است «نرخ سود متغیر» است.

تغییرات این نرخ هم متناسب با تغییرات بازار محصولی که از طریق سرمایه گذاری به دست آمده خواهد بود. در قراردادهای با بازدهی ثابت نیز معلوم نیست که این بازدهی باید لزوما کم شود بلکه اگر ایجاب کرد که بازدهی به خاطر شرایط بازار زیاد شود رعایت منافع سپرده گذار ایجاب می کند که این امر صورت گیرد. لذا ملاحظه می شود که طرفداران کاهش نرخ سود بانکی نیز غافل از فلسفه حاکم بر بانکداری بدون ربا به دفاع از کاهش نرخ سود مبادرت کرده اند.

4- همان طور که گفته شد جامعه اقتصادی ما متاسفانه در موضوعاتی که به گونه ای با مسائل اسلامی سر و کار دارند از مشکلات نظری فراوانی رنج می برد و به همین دلیل هم هست که در مباحث مطروحه در مطبوعات کمتر تحلیلی عالمانه و منطبق بر بانکداری بدون ربا از این قاعده مهم اسلامی به عمل آمد و در حالی که عده بسیار زیادی به ارائه ایرادات مملو از خطاهای غیرقابل گذشت تحت عنوان دفاع از منطق علمی در اقتصاد مبادرت کردند کسان دیگری با سکوت و یا با دفاع غیرصحیح از کاهش نرخ سود بانکی ، یکی از اصول اساسی اسلام در مقوله پول و بانک را در ورای ابهامات فراوان رها کردند و این هم اشتباهی غیرقابل گذشت است

منبع :

http://www.arefnews.com/NewsBody.aspx?ID=1479